روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

کافه کراسه

دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۱، ۰۷:۴۵ ب.ظ

تقریبا سه چهار ترم پیش بود که با کافه کراسه آشنا شدم و تبدیل شد به پاتوق من برای وقتایی  که زیاد حال و حوصله ندارم یا نیاز به محیطی آروم برای فکر کردن دارم و گاهی قرارهایی با بعضی از دوستان...

 

شاید با شنیدن اسم کافه اولین چیزی که به ذهنتون بیاد محیط خاص کافه ها با دیوارهایی به رنگ تیره و عکس هایی از اندیشمندان  و روشنفکران غربی که غالبا به صورت کج به دیوار آویزون شده و فضای فرهنگی خاص!تر اون باشه. ولی این کافه تا حدود زیادی با کافه های دیگه فرق داره.

 

از همون لحظه ورود به حیاط با حوض کوچیکی پر از کاشی های ریز آبی رنگ که وسط حیاط جاخوش کرده و یه جوی آب روبرو میشید.

کافه کراسه

 

با ورود به خود کافی شاپ هم اولین چیزایی که جلب توجه میکنه قفسه های کتاب و نرم افزاره و چهارپایه هایی که میشه برای لحظاتی نشست و کتابا رو ورق زد و احیانا خرید و میزهایی که وسط راهرو قرار گرفتن و روی اونا پره از کتاب و صنایع دستی مختلف و جالب.

کافه کراسه

 

علاوه بر اینا فضای داحل کافه کراسه به بخش های ویژه خانوم ها و آقایون و خانوادگی تقسیم شده....

این تفاوت ها حتی به منو هم سرایت کرده و تو اینجا میشه در کنار قهوه،کاپوچینو،کیک و.. که پای ثابت منو کافی شاپ ها هستن،شربت نعنا،بیدمشک و... رو هم سفارش داد.

در مجموع این تفاوت ها به اضافه قیمت نسبتا مناسب تر نسبت به کافی شاپ های دیگه باعث شده  کافه کراسه برای من یه محیط کاملا دوست داشتنی باشه.

دو سه شب پیش هم که قرار شد اولین جلسه بحث حلقه مطالعاتی سه نفره مون_سیدصادق: فلسفه، حامد:علوم سیاسی و من:فقه و حقوق_ با موضوع "علم دینی" رو برگزار کنیم به پیشنهاد من رفتیم همین کافه کراسه ای که عرض شد(البته اول قرار بود جلسه بعد از نماز مغرب تو مسجد دانشگاه باشه ولی یکی از دوستان نمیرسید)

 

بعد از جلسه و برگشتن به خوابگاه  بین من و حامد بحثی مطرح شد درباره اینکه آیا کافی شاپ -حالا هرچند با این محیط متفاوت- میتونه مکان اصلی بحث ها و نشست های آدمایی با دغدغه های دینی و عدالتخواهی و... باشه یا نه؟

 

و نتیجه این بحث(به صورت خلاصه):

 

هرچند کافه کراسه رو باید یه قدم رو به جلو به حساب آورد و میتونه محلی باشه برای دورهم جمع شدن ها و چند دقیقه ای با هم بودن و لذت بردن از فضای مناسبش ولی این کارایی رو نداره که به عنوان مکان ثابت و اصلی گعده ها و نشست های آدمایی با دغدغه هایی که ذکر شد مطرح بشه، به دلایل زیر(بازهم به صورت خلاصه):

 

1.اقتصادی بودن کافه؛به هر حال برای کافی شاپ رفتن باید دست به جیب شد و این میتونه موجب تنگ تر شدن حلقه دوستانی باشه که دنبال این مباحث هستند و این مسلما مطلوب نیست.

 

2.گذار از مسجد به عنوان نهادی که سال ها پایگاهی برای عبادت و همچنین دور هم جمع شدن و بحث کردن درباره این دغدغه ها بوده به کافه که در بهترین حالت یک دهم مسجد هم کارایی نداره.

 

3.فاصله افتادن بین این دسته از افراد و عامه مردم و به تبع اون عبور از دغدغه های اصلی (شاید به راحتی نشه این حرفو زد ولی نمیشه منکر برخی فاصله گرفتن ها شد.)

 

 

 

*البته نباید از این غافل شد که در سال های اخیر هرچند تعداد مساجد افزایش پیدا کرده و از لحاظ زیباسازی و امکانات و.. رشد خوبی داشته ولی متاسفانه به دلیل سوء تدبیر برخی مسئولین مساجد تبدیل شدن به جایی صرفا برای نمازخوندن و برگزاری برخی دعاها و مراسمات و یه جورایی میشه گفت عملا کارایی خودشونو به عنوان یه پایگاه اجتماعی دارن از دست میدن.و متاسفانه این معضل تو شهرهای بزرگ بیشتر قابل مشاهده است.

 

کراسه یعنی کتاب
 

نظرات  (۴)

سلام

کافه کراسه!

جدا ک فضای خیلی خوبی داره و همینطور ک خودتون هم فرمودین ب خاطر همین تفاوت های جالبش با خیلی از کافی شاپ های ...

و باید گفت ی جورایی پاتوق ما چند نفر هم هست با این تفاوت ک زمان  اونجا برای ما خیلی زود میگذره و  وقتی اونجارو برای با هم بودن انتخاب میکنیم غزل خونی یکی از قشنگ ترین کارای مورد علاقمونه یا ورق زدن بعضی کتابا ک واقعا شیرینه..!

اما بحثای علمی و گعده ها!

در  تاریخ آموزش اسلامی هم ثابت شده ک برای یک سری بحثای علمی و دینی مسجد چ در صدر اسلام و و چ تا ب امروز جایگاهی خاص داره البت ب شرط رعایت چهارچوب های مطرح شده ک متاسفانه تو برخی از موارد ب خاطر عدم رعایت این موضوع کار ب فرار از این مکان هم میکشه.!.

پاسخ:
سلام
من از روزی ک با کافه کراسه آشنا شدم تا حالا هیچ کافه دیگه ای نرفتم از بس این تفاوت هاش دوست داشتنیه و تا حالا بیشتر دوستانی ک باهام اومدن اونجا،کافه کراسه پاتوق اصلیشون شده....
البته ی انتقاد کوچیک بهش تعطیل بودنش از ساعت 9 شب به بعده ک ...
ولی درباره مساجد:
راستش هروقت میگم مسجد ب یاد یکی از مساجد دوست داشتنی شهر خودمون میفتم ک با وجود اینکه مسجد بزرگی نبود ولی ی روحانی خیلی خوش فکر و باصفا ب اسم محمدجواد واثق داشت.
این روحانی از بس خوش ذوق بود تونسته بود بیشتر جوونای شهر رو دور خودش جمع کنه و تو اون شهر کوچیک فضایی رو ب وجود بیاره ک من الان تو پایتخت! همچین فضایی رو سراغ ندارم.
مسجدی رو تصور کنید ک بیشتر از 70 درصد اونو جوونا تشکیل میدن و درکنار فعالیت های معمول هیئت ها جلسه های هم اندیشی و بحث درباره مسایل روز و مسایل اعتقادی رو ب صورت "کاملا آزادانه" برگزار میکنند.کلاس های تفسیر همیشه برقراره و تمرکز برنامه ها روی نوجوونا و جووناست.همیشه کنار معنویت بچه ها بحث به روز بودن علمیشون مورد تاکید قرار میگره و کتابخونی....
حیف ک ایشون رفت و این فضا هم با رفتن ایشون از بین رفت....
و صد حیف از اینکه امثال ایشون چقدر نایاب شده....الان حضرات آقایون بیشتر دنبال ی سری بحثای سیاسی اونم ب صورت یک جانبه هستند ک بیشتر از اینکه جوونا رو جذب کنند باعث فراری دادن اونا از مساجد شدند....

salam sajad joon

khasti beri man ham bebar

پاسخ:

سلام بهمن عزیز

هر وقت شما بگید میریم.

سلام آقاسجاد
دم شما گرم خیلی حال کردیم با مطلبت
پاسخ:
سلام حامدجان
ممنون حاجی...
بعد از عید با نظر فرهنگستان!


سلام هم کلاسی خوب هستید؟ نوروز شما مبارک. چه جالبه دکور این کافه. کجا هستن ایشون؟
پاسخ:

سلام هم کلاسی

ممنونم.شما خوبید؟

نوروز شما هم مبارک.

خ 16 آذر خ پورسینا -همون خیابون پشت دانشگاه-واقعا جای جالبیه....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی