روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

وحدت نه تحریف حقیقت

پنجشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۲، ۱۰:۲۴ ب.ظ

وحدت؛کلمه ای که در سالهای اخیر بارها از طریق رسانه های مختلف بیان شده و درباره لزوم وجود وحدت دربین مردم کشور،مسئولین،مسلمانان و...مطالب زیادی را شنیده ایم یا حتی شاید خودمان گفته باشیم. حرف من بیشتر درباره وحدت بین مسلمین است.

همانطور که میدانیم بیشتر اختلافاتی که بین ما شیعیان و برادران اهل تسنن وجود دارد مربوط به جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد که براساس اعتقادات ما با انتصاب الهی و ابلاغ حضرت رسول صورت گرفته و منحصر به دوازده امام معصوم علیهم السلام میباشد.من در اینجا قصد بررسی و اثبات این موضوع را ندارم و به آن نمیپردازم و همین طور درباره وجوب وحدت هم حرفی نمیزنم و آن را به صورت پیش فرض در نظر میگیرم.

بحث اصلی من درباره تفاوت وجوب وحدت با تحریف حقیقت است،چیزی که متاسفانه در سال های اخیر از سوی طرفداران افراطی وحدت صورت گرفته و به بهانه حفظ وحدت حقایق مسلم و معتقدات خلل ناپذیر تشیع را دچار تحریف میکند.در حالی که این کار برای حفظ وحدت به هیچ وجه لازم نیست.

حرف هایی نظیر تقلیل اختلافات اصولی حضرت علی علیه السلام با نظام خلافت به "اختلافات جزئی و دوستانه"و "اختلافات عاطفی شخصی" و یا ادعای "پذیرش نظام خلافت با طیب و رضای خاطر برای حفظ وحدت" و یا ادعای "تلاش حضرت علی برای تحکیم پایه های قدرت حاکمیت" و یا ادعای "انتخاب شدن خلفا با رای مردم و مشورت با حضرت علی علیه السلام" و یا ادعای "تاکید امام علی علیه السلام بر علم و دانش ومحوریت علمی معنوی اهل بیت علیهم السلام نه خلافت ایشان" و... که برای نمونه برخی از آن ها را عرض میکنم:

1-"امام به جای تاکید بر خلافت اهل بیت،بر علم و دانش و محوریت علمی و معنوی آنان تاکید دارد"

2-"آن چه این نگارنده ادعا و اثبات میکند این است که روابط حضرت علی(ع) و خلفای ثلاث دوستانه بوده...."

3-"استنباط درست از موضعی که حضرت علی (ع) در مدت 25 سال خلافت خلفای ثلاث و نیز دوران نزدیک به 5 سال حکومت خودش داشت،به وضوح و بدون کمترین تردید و شبهه ای نشان می دهد که آن حضرت(ع)... از هیچ گونه کوششی برای تحکیم مبانی قدرت و حاکم مسلمین دریغ نمی ورزیدند..."

4-به منابع معتبری که اثبات کند حضرت علی(ع) و حضرت زهرا و ائمه اطهار(ع) از خلفای ثلاث تعبیر به دشمن کرده باشند،دست نیافته ام و از این رو،برآنم که اختلاف میان صحابه پیامبر(ص) پس از وفات آن حضرت،ماهیتا یک اختلاف میان صحابه رسول خدا(ص) بوده که عملا توسط حضرت علی(ع) در دوران حکومت خلفا و پس از آن در زمان زمامداری آن حضرت(ع) و پس از آن در زمان ائمه اطهار(ع) در قول و عمال نادیده گرفته شد."

5-آیا این سکوت پر معنی،به معنای آن نیست که آن حضرت تمایل نداشته اند این واقعه بازگو شود و آتش دشمنی را پیوسته شعله ور سازد و روابط آن حضرت و خلفای ثلاث را به خصوص در دوران خلیفه دوم که دوران پرحادثه و پرفتوحاتی بود،تحت تاثیر عواطف شخصی قرار دهد؟"

6-"...اگر مردم با مشورت امام و ولی امر،شخص مورد قبولشان را برای امیری برگزینند تا زیرنظر و با راهنمایی آن حضرت به اداره دولت اسلامی بپردازد،مورد رضایت خداوند است و آن حضرت است و آن حضرت با رهبری معنوی و وزارت الهی و انتصابی بهتر خواهد توانست از بالا مراقب انقلاب اسلامی باشد وآن را از سقوط به ورطه تفرقه جنگ داخلی نجات دهد،همچنانکه امام علی(ع) بعد از رحلت پیامبر در زمان هر سه خلیفه با وزارت و تدبیر الهی خود،قطب و محور انقلاب اسلامی بود...."

7-این برخورد والای اسلامی نشان دهنده آن است که حضرت علی(ع) چه در واقع و چه در ظاهر،از موقعیت والایی،برتر از مقام خلافت انتخابی برخوردار بود و لذا ابوبکر را که مدتی به عنوان خلیفه انتخابی زمام امور را به دست داشت به حضور طلبید و ابوبکر شخصا به منزل حضرت میرود و عملا و شفاها به برتری آن حضرت اعتراف میکند و حضرت علی(ع) صریحا بیان میدارد که:

  • ما منکر فضیلت و سوابق تو نیستیم.
  • با تو رقابت و هم چشمی در خلافت انتخابی نداشته و ندارم....
  • خودداری از بیعت بدان جهت بود که میبایست(با آن حضرت به جهت مقام ولایت و امامتش)مشورتی صورت میگرفت(و با نظر آن حضرتخلیفه برای اداره مملکت اسلامی انتخاب میشد).
  • و چون ابوبکر سوگند یاد کرد که اهل بیت نسبی پیامبر را بیش از بستگان خود دوست دارد و متعهد می شود که کارهای پیامبر را دنبال می کند،حضرت علی(ع) می فرماید:محل وعده بیعت با تو فردا درمسجد خواهد بود."

این چند مورد تنها بخشی از این تحریف هاست که نویسنده های شیعه در روزنامه ها و کتاب ها نوشته اند.که البته اثبات نادرستی این ادعاها کار مشکلی نیست و با مراجعه به کتب تاریخی معتبر و کتاب های کلامی که به بحث ولایت اهل بیت علیهم السلام پرداخته اند به راحتی کذب بودن این ادعاها آشکار میشود.

مثلا ادعای روابط دوستانه! حضرت علی علیه السلام با خلفا که در ماجراهای مختلفی مثل حمله به خانه حضرت و غصب فدک و شهادت حضرت زهرا علیها السلام کاملا نمایان است.

  و یا اینکه حضرت علی برای تحکیم پایه های قدرت خلفا تلاش میکرده! در استنصارهای شبانه ایشان برای براندازی حکومت واضح تر دیده میشود.

ان شاءالله در مطلب بعد به کذب بودن تمامی این ادعاها باستناد به منابع معتبر تاریخی میپردازم.



1.محمد واعظ زاده خراسانی:مقاله مندرج در فصل نامه کتاب نقد، شماره 19(ج2)، تابستان80،ص22.

2.محمد جواد حجتی کرمانی:روزنامه آفتاب یزد،مورخ8خرداد1381.

3.محمدجواد حجتی کرمانی:روزنامه آفتاب یزد،مورخ9تیر1381.

4.محمدجواد حجتی کرمانی:روزنامه آفتاب یزد،مورخ8 خرداد1381.

5.محمدجواد حجتی کرمانی:روزنامه آفتاب یزد،مورخ9تیر1381.

6.عبدالکریم بی آزار شیرازی:سیمای امام متقین،ج7،ص18.

7.عبدالکریم بی آزار شیرازی:همبستگی مذاهب اسلامی،چاپ سوم،ص255

*10 تا دعوت نامه جدید ب من داده شده،دوستانی ک میخوان تو سیستم بیان وبلاگ ایجاد کنند بگن تا براشون ارسال کنم*

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۰۸
سجاد دهقانی

وحدت

شیعه

نظرات  (۳)

سلام

آقای حجتی کرمانی را که شما باید بشناسی.ایشون ابتدای انقلاب در اردوگاه جریان چپ بودند و در جریان تجدیدنظر این جریان دچار دگردیسی فکری شده و تفکرات شبه لیبرالی روشنفکری پیدا کرده اند.این بحث ها را هم اصلا به خاطر وحدت مطرح نکردندو اساسا موضوع این مقاله های چیز دیگری است.اگر دقت کنی در همین نقل قول هایی که آوردی اصلا یک بار هم کلمه وحدت نیامده.این بحث ها را در زمان اصلاحات که دعوای مشروعیت الهی حاکم و یا مقبولیت مردمی که صورت گرفته بود ، این آقایان که طرفدار یکی بودن مشروعیت و مقبولیت بودند و می خواستند اینطور نظر خودشان را توجیه کنند و میگفتند که حضرت امیر به خلافت راضی بود چون رای مردم با خلفا بود.لذا نسبت دادن این حرف ها به طرفداران وحدت اصلا درست نیست.

البته درباره مورد اول حرف دارم که فضای کامنت یه وبلاگ جای خوبی برای بحثش نیست. 

پاسخ:
سلام حامدجان
شما درست میگید هدف از بیان این حرفا از طرف آقای حجتی کرمانی چیز دیگه ای بوده ک ب خوبی هم بهش اشاره کردی ولی متاسفانه این حرفا الان هم از طرف وحدت طلبان افراطی داره تکرار میشه و صرفا مربوط ب ایشون نیست(خیالم راحته ک شما منو متهم ب ضد وحدت بودن نمیکنی چون تا حدود زیادی با عقایدم آشنا هستی و درباره این مسایل با هم قبلا هم صحبت کرده ایم)علاوه بر این آقای بی آزارشیرازی رو که فکر میکنم تا همین چندوقت پیش هم رئیس دانشگاه مذاهب بوده و عضو مجمع جهانی التقریب نمیشه متهم ب این حرف کرد و حرفای ایشون بیشتر تو زمینه تقریب بوده(البته آدم باسوادیه).درکل بحث من درباره شخص آقای حجتی کرمانی و امثالهم نیست و حرف اصلی من اینه که بدون این تحریفات عجیب وغریب هم میشه پیگیر بحث وحدت بود.
درباره مورد اول هم ب محض رسیدن ب خوابگاه درخدمتتون هستم و درباره اش حرف میزنیم.ان شاءالله

سلام.نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت که دومین نفری ام کامنت میذارم.یه نگاهی بیندازید به نظر شهید مطهری در باب وحدت در جلد 25 مجموعه آثار یا یادنامه علامه امینی(صاحب کتاب شریف الغدیر).کتابی که کاش ما میخواندیم تا بفهمیم علامه با اهل سنت چطور حرف زده و کاش اهل سنت میخواندند تا حق را به حقدار بدهند و سلفی ها میخواندند تا همه را تکفیر نکنند!

پاسخ:
سلام
خوشحال یا ناراحت چرا؟
تا حدودی با نظر شهیدمطهری درباره وحدت آشنا هستم و معتقدم وحدت قابل تحقق همین وحدتی هست ک شهید مطهری مطرح می کنند یعنی:اتحاد پیروان مذاهب مختلف اسلامی در برابر بیگانگان در عین اختلافات مذهبی ک با هم دارند.نه این چیزی ک برخی خیال کرده اند و اون رو دنبال می کنند.متاسفانه بعضی از شیعیان فکر می کنند برای وحدت باید از عقاید خودشون دست بردارن و یا یه جوری توجیهش کنند ک به مذاق مذاهب دیگه خوش بیاد و یا اینکه این عقاید رو مخفی کنند.در حالی ک هیچ کدوم از این ها برای تحقق وحدت لازم نیست.
برای تحقق وحدت ما مسلمونا باید بدونیم ک می تونیم درباره اختلافاتمون با هم بحث علمی و استدلالی داشته باشیم و از عقایدمون دفاع کنیم(البته منطقی) و درعین حال دربرابر دشمن مشترکمون با هم متحد باشیم.
بخش هایی از کتاب الغدیر(البته ترجمه فارسی) رو خوندم ولی به هیچ وجه امیدی به سلفی ها ندارم تا به حال با بعضیاشون از نزدیک و بعضی هم از طریق چت کردن ارتباط داشتم چه سلفی ایرانی و چه سلفی عرب...این گروه تمام وجودشون رو نفرت گرفته و تمام دروغ هایی ک علیه شیعه هست رو باور کردن و وقتی با سند و مدرک ب کتاب های خودشون ارجاعشون میدی باز هم بی فایده است.
تو همین دانشکده الهیات با یکی از دانشجوهای فلسفه اسلامی ک سنیِ حنفی بود و ب گفته خودش ب وهابیت متمایل شده بود صحبت می کردم بنده خدا آخرین حرفش این بود ک عقل رو کلا بی خیال شو این همه فلسفه بافی و تعقل بی فایده است باید فقط با دلت با دین روبه رو بشی!!!!! اصلا برای پذیرش دین هم عقل لازم نیست!!!!
خب با همچین آدمی دیگه امکان امکان بحث کردن وجود نداره چون مبنا رو احساس قرار داده نه عقل.
البته از این گروه افراطی و کم تعداد(البته پر سرو صدا و سرمایه دار و دارای رسانه قوی و صد البته مورد تنفر خیلی از اهل سنت) ک بگذریم بقیه اهل سنت اگ بیش تر با حقایق رو به رو بشن بهتر می تونند قضاوت کنند.

بازم سلام.

راستش نمیدونم خوشحال باشم از اینکه دیگران افکار بلندی دارند که اصلا این چیزا توش گمه.یعنی با روی باز برخورد میکنند بدون اینکه ذره ای کدورت داشته باشن،از طرف دیگه میبینم نمیشه بی خیال چیزایی شد که یه سری موجود بی فکر (مثل همین هایی که در سوریه و مصر و عربستان و جاهای دیگه عالم دارند کار میکنن)دارن رقم میزنن.

تو مستند صعود(مربوط به شهید تهرانی مقدم)میگف همون موقع که قران رو تو امریکا سوزوندن رفتم تو دفترش.سرشو گذاشته بود روی میز.سرشو بلند کرد گفت:"تا وقتی ما ضعیف باشیم تحقیرمون میکنن"(مضمون همین بود.)

پاسخ:
بازم سلام!
راستش این روزا هرچی بیش تر ب وضعیت فعلی جهان اسلام فکر میکنم بیش تر گیج میشم.
فقط کافیه ی نگاهی ب کشورهای اسلامی به ویژه کشورهای عربی بندازید و تا حدودی با مردمشون در ارتباط باشید تا متوجه چندتا معضل خیلی بزرگ بشید:
1.سطح مطالعه بسیار پایین و اکتفا ب برنامه های تلویزیونی و سایت های اینترنتی که بیشترشون یا در اختیار سلفی هاست یا وابسته های فکری ب غرب.این یعنی فقر اطلاعاتی.

2.فقر فرهنگی شدید ک نتیجه حمله های شدید دنیای غرب ب مسلموناست(مثلا مجموعه شبکه های mbc3 , mbc2, mbc1(برای کودکان و نوجوانان) ,mbc4 و mbc action و mbc dramaو....سال هاست که تو بین عرب ها داره فرهنگ سازی میکنه و سبک زندگی غربی رو ترویج میده مجموعه رسانه ای روتانا که با پول شاهزاده ولید بن طلال سعودی و نیوز کورپوریشن تو زمینه موسیقی،فیلم،رادیو و تلویزیون و مجله فعالیت میکنه و واقعا یه مجموعه کامل و بی نظیر برای ترویج سبک زندگی غربیه،از فیلم و سریال های عربی و آمریکایی گرفته تا موسیقی و شو های لباس و معرفی مدل های مختلف آرایش و مسایل اجتماعی جهان عرب با تمرکز روی جوانان و زنان عرب و...،شبکه های پورن کاملا فعال هستن و حکام عرب هم این فساد رو بیش تر ترویج میدن تا هرچه بیشتر ذهن مردم خودشون رو از خودکامگی خودشون دور کنن و به این چیزا سرگرم)
تو این وضعیت فقر فرهنگی اکثر عرب ها به دو دسته تقسیم میشن،ی گروه تسلیم این حمله میشن و سبک زندگیشونو از این برنامه ها می گیرن و گروه دیگه ای که سعی میکنن با این شرایط مقابله کنن ولی متاسفانه تو دام سلفی گری میفتن.
و این یعنی بازی دو سر برد،یعنی به هر طرفی ک مردم متمایل بشن خواسته اون دشمن مشترک مسلموناست ک محقق میشه.

3.تعصب بی جا و بی معنیِ عربی که بازم بر میگرده به همون فقر فرهنگی(اگ این تعصب رو هم درست ب کار می بردن باز هم خوب بود!)

واقعا شرایط سخت و پیچیده ایه.
راستی اینم جالبه(+) تا حدودی بی ربطه ب موضوع و تا حدودی مرتبط!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی