روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

حال بد کن ها

يكشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۲، ۰۸:۲۸ ب.ظ

امیر علی صفا از "حال خوب کن" ها نوشته و نوشته:

 فکر می‌کنم همه‌ی ما یک “حال خوب کن” در کنارمان داریم. حالا یا سخنرانی است. یا یک امام‌زاده. یا یک نمازجماعت. یا یک مجلس دعا، یا کتاب‌فروشی، یا تفریح‌گاه دنج بیرون شهر. یا کوهنوردی دونفره با همسرمان. یا یک روضه‌ی سالانه یا دستِ کم‌ِ‌کم یک رفیقِ‌ ناب که خودمان بهتر از همه می‌دانیم با دیدن‌ش حال‌مان خوب می‌شود. بله. همه‌ی ما کنارمان یک “حال‌ خوب کن” داریم و معمولاً خودمان بهتر از همه می‌دانیم “حال خوب کنمان” کجاست.

ولی من می خوام بگم که فکر میکنم همه ما چند "حال بد کن" هم درکنارمان داریم که درست به اندازه "حال خوب کن" ها شخصی هستند و آن قدر شخصی و اختصاصی که ممکن است چیزی که حال من را بد می کند برای دوست من حال خوب کن باشد.

و بعضی از این "حال بد کن" ها آنقدر قوی هستند که حتی یاد حال خوب کن ها را هم از ذهن آدم دور می کنند.یکی از این حال بد کن ها برای من زیر پا گذاشتن قانون های بعضا خود نوشته خودم است که حسابی کلافه ام و افسرده ام می کند خصوصا که این قانون برایم مهم تر هم باشد،درست مثل دیشب.

درست مثل دیشب که یکی از همین قانون ها را زیر پا گذاشتم و بعد انقدر بدحال شده بودم که دوست داشتم چند نخ سیگاری که تا به حال جز یک بار به آن لب نزده ام بگیرم و بزنم به تپه ماهورهای اطراف شهر،یک باری که خودش "حال بد کن" بود و تپه ماهوری که در تابستان بوشهر تنها زیباییش از خودش نیست از چادر شب پولک دوزی شده خداست که رویش کشیده شده.

هنوز حالم خوب نشده ولی انقدر بهتر شده ام که بفهمم "حال خوب کنم" چیست.همان پنج دوست قدیمی که همیشه هستند،درست وسط شهر،الآن 7 سالی هست که اینجا هستند و از روزهای اولی که آمدند تا همین لحظه بهترین "حال خوب کن" های من در  شهر خودم بوده اند.

السّلام علیکم یا شهدا فی سبیل الله...

 

مقبره شهدای گمنام-شبانکاره

مقبره شهدای گمنام-شبانکاره

 


المنّة لِلّه که در میکده باز است..................زان رو که مرا با درِ او روی نیاز است

خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی .....وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است

 

#از بین عکسای قدیمیم پیداش کردم،7 سال پیش با یه دوربین عکاسی یاشیکای قدیمی گرفته بودمش(+)

 

نظرات  (۲۲)

واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی شما سیگار میکشید؟ خداااااااااای من
پاسخ:
نع!!!
ی بار تو خوابگاه ب دلیلی ی نخ کشیدم همونم شد آخرین نخ!
آخه بعضی علما اهل سیگار و قلیان بوده اند گفتم نکنه شما هم اهلشید..
میدونید حضرت امام(ره) هم سیگاری بوده اند؟؟!! در خاطراتشون اومده که یک شبی که غرق درس بوده اند ناگهان مجبور میشند برای روشن کردن سیگار از سر درس پابشوند و از اتاق بیرون بروند... وقتی برمی گردند و میبینند که به خاطر چیزی مثل سیگار درسشون رو رها کردند و از اتاق بیرون رفتند ناراحت میشوند و همونجا تصمیم میگیرند و دیگه لب به سیگار نمیزنند(فقط اراده امام رو داشته باشید)
پاسخ:
بله بعضی از علما اهل سیگار و قلیون بودن.من درباره آیت الله قاضی رحمةالله علیه هم از یکی از دوستان شنیدم ک قلیون می کشیدن.
ولی فکر نمی کنید مقایسه من با علما شبیه حکایت طوطی و بقال مولوی میشه.

از چه ای کل با کلان آمیختی؟/تو مگر از شیشه روغن ریختی؟
از قیاسش خنده آمد خلق را/کو چو خود پنداشت صاحب دلق را

ماجرای سیگار کشیدن آیت الله خمینی و ترک کردن سیگارشونو نمی دونستم.(ارداه ایشون ک تو چیزهای خیلی سخت تر ثابت شده)
ولی ماجرای ترک سیگار شهیدهمت هم جالبه.

عجب بحث سیگار و قلیونی شد.


بله ولی تقصیر خودتون بود که حرف از سیگار زدید
آخه سیگار یکی از همون حال بدکنای منه حرفشو زدید یاد حال بدکنم افتادم....

پاسخ:
آره خب منم به عنوان ی حال بد کن ازش حرف زدم.
۱۲ شهریور ۹۲ ، ۰۹:۴۰ سید یاسر یعقوبی
بی خیال داداش!

یه نخ حکمش مثه یه نگاه حلاله است.

ما هم یکی دو نخ زدیم تا تو کفش نمونیم؛ اما مثه شما شد آخرین نخ !!!

مطالب جالبی مینویسی؛ دمت گرم.

والسلام
پاسخ:
 :دی
چشمکخنده
سلام
دقیقا دست گذاشتین رو مهمترین حال بدکن "زیر پاگذاشتن قول ها و قانون های خودنوشته..." اینک اشتباه کنم و قانون خودم رو بذارم زیر پا اوج گرفتگی حال و هوای آدمه ک به این راحتی ها هم درست نمیشه دلیلشم اینجاست ک این اشتباه نشون میده اونقدر ک باید ثابت قدم نبودم و خودم جلوی چشم خودم میرم زیر سوال... (خدای نکرده قصد جسارت ب شمارو ندارم. صرفا تجربه ی خودمو گفتم.)
تو اوج این استیصال دونستن اینک یک آقا و امامی هست که با وجود همه ی بدی ها تورو میبینه و میتونی دست به دامانش بشی برای بخشش ی "حال خوب کن" حسابیه ...!
پاسخ:
سلام!
دقیقا همین طوره.
تحمل شکست خوردن از خودم جلوی چشم خودم خیلی سخته و ب قول شما نشون میده اونقدر ک باید ثابت قدم نبودم!(جسارت نیست ی نتیجه منطقی از این شکسته و فرقی هم بین من و شما و دیگری تو این موضوع وجود نداره)
نمی دونم اگ این حال خوب کن ها نبود چی کار میکردیم؟! 
و چ حال خوب کنی بهتر از آقا و امامی ک حتی تو بد ترین شرایط و با همه بدی هام نه تنها طردم نمی کنه بلکه ب سمت خودش دعوت میکنه برای خوب کردن حالم برای بخشش!
واقعا ی حال خوب کن حسابیه...
من هروقت حالم بد بوده و رفتم زیارت این 5 شهید حالم خوب شده اونم چ خوب شدنی و فقط خدا میدونه ک وقتی شهدا با دل آدم این کارو میکنن اون امامی ک کل دنیا حول وجود مبارک ایشون می چرخه با دل آدم چی کار میکنه!

سلام...

خوبید؟ ان شا الله که خوب باشید و سر حال!


فکر می کنم حال بد کن اولی همه همین زیر پا گذاشتن قوانین و عقاید شخصیه... خیلی بده...

اما حال خوب کنای من زیادن... یکیش یادآوری وظایفیه که باید انجام بدم... خیلی کمک می کنه تو شرایط بد.



پاسخ:
سلام
ممنونم.شما خوبید؟
ان شاءالله همیشه حالتون خوب باشه و حال بد کن ها سراغتون نیان و البته شما هم سراغشون نرید.

راستییییی! بالاخره نتیجه انتخاب رشته ما مشخص شد...

دانشگاه شما قبول شدم! و رشته ی دلخواهم , یعنی رشته ی شما!

همدانشگاهی و هم دانشکده ای و هم رشته ای شدیم :-))


این هم وبلاگ جدید ما :

http://madihe.blog.ir


منتظر نظرات شما هم هستیم!


راجع به ثبت نام اینترنتی دانشگاه تهران هم اگر یه توضیحی بدین که چجوریاست خیلی ممنونتون می شم... دوشنبه شروع می شه


یا حق

پاسخ:
تبریک میگم.
خوشحالم ک هم دانشگاهی،هم دانشکده ای و هم رشته ای شدیم.
شروع وبلاگ نویسیت هم مبارک!

سلام
یک نگاهی به این بنداز
پاسخ:
سلام
ان شاءالله خدمت می رسم.
با سلام
 ببخشید  اگر ممکنه میخواستم بدونم درصدد دروس عربی و فقه و اصول و زبان شما در کنکور چند بود ؟
پاسخ:
سلام
دقیقا یادم نیست.ولی فقه و اصول و عربی رو هر کدوم بین 50تا55 بود.زبان رو هم اصلا زمان نداشتم ک بزنم.
حال بدکن من دروغه وقتی یکی بهم دروغ میگه واقعا ناراحت میشم...
تو روخدا بیایم دروغ نگیم
پاسخ:
موافقم!
و بد تر از دروغ شنیدن اینه ک خودمون دروغ بگیم
خوشم میاد هنوز ارشد شروع نشده بکوب نشستی کتابخونه و درس خوندن.
به قول حدادعادل با همین فرمون بیای حتما دکترام همینجایی از همین حالا تبریییک.
پاسخ:
حاجی شما هم؟! با ما هم آره؟! جدا من بدونم کی خبرا رو ب شما می رسونه خیلی خوب میشه!
ولی جدای از این شوخیا این روزا خیلی با خودم درگیرم(خوددرگیری)
فعلا درس نمی خونم چیزای دیگه ایه! احتمال این ک دکتری رشته دیگه ای بخونم بالاست!
فکر کنم نیاز ب ی جلسه بحث درست و حسابی "حضوری" درباره اش باشه ک اگ بحث و گفت و گو هم جواب نداد حداقل ی کتک کاری خوب داشته باشیم! وبلاگی ک نمی شه! در ضمن "نرمش قهرمانانه" هم نداریم (:
با سلام 
 
حتما قصد شرکت در کنکور رشته ی حقوق دارید ؟به نظر من هم بهتره مثلا حقوق خصوصی یا عمومی یا حقوق بین الملل جزا هر چه تخصصی تر باشه بهتره .در کل باید با مشورت  تصمیم گیری کنید چون احتمال اینکه اون رشته هارو در دانشگاه تهران قبول شید کمتره نسبت به رشته ی خودتان . ولی کسی که پشتکار خوبی داشته باشه به هدفش میرسه .
پاسخ:
سلام
نه اتفاقا هیچ کدوم از شاخه های رشته حقوق مد نظرم نیست.
این تغییر رشته احتمالی بر اساس ی هدف دیگه است.
با سلام مجدد
 دوست عزیز فردی که به فکر هدفه باید از اول(کارشناسی) شروع کنه نه اینکه آخر(دکتری) به  هدف فکر کنه.
 کاملا مشخصه که تغییر رشته در دکتری کار صحیحی نیست  به دلیل اینکه امکان قبولی رو خیلی خیلی کاهش میده مخصوصا در گروههای غیر مرتبط با انسانی مثل  مهندسی و علوم پایه . هر چند که شما  دوست نداشتی بگی در کدوم رشته قصد شرکت داری ؟


پاسخ:
سلام مجدد
دوست عزیز و بزرگوار فرمایش شما درست ولی این هدفی ک عرض کردم مربوط ب این روزا نیست و اتفاقا ادامه دادن رشته فقه و مبانی حقوق تو دوره ارشد ب خاطر همون هدف بوده،هدفی ک از همون دوره کارشناسی شکل گرفته و تغییر رشته احتمالی من تو دوره دکتری هم در راستای همونه.
البته تغییر رشته یکی از گزینه هاست و ادامه همین رشته فقه تو دوره دکتری و مطالعه اون رشته دوم ب صورت شخصی و استفاده از منابع و اساتید اون رشته بدون حضور در کلاسهاش ی گزینه دیگه است و حتی گزینه های دیگه ای هم وجود داره....
برای همین هم این روزا بیش تر با دوستان و اساتیدی ک فکر می کنم می تونن بهم کمک کنند صحبت و مشورت میکنم.
صحبت و مشورت برای پیدا کردن بهترین گزینه برای رسیدن ب همون هدف!
خلاصه مطلب این که:
ی هدف از قبل مشخص کرده بودم و مسیری رو تا حدودی واسش تعیین کرده بودم ک الحمدلله تا ب حال انجام شده و از این ب بعدش گزینه های مختلفی برای ادامه همون راه دارم ک باید بهترینش رو انتخاب کنم.
این ک رشته رو هم عرض نمیکنم ب این دلیله ک تا قطعی نشه دوست ندارم درباره ش این جا حرفی بزنم.
چه خوب گفته: (یک رفیقِ‌ ناب که خودمان بهتر از همه می‌دانیم با دیدن‌ش حال‌مان خوب می‌شود)
بعضی ها خودشون "حال خوب کن" اند و خبر ندارن!
درست مثل تو داداش گلم که حالم باهات خیل خوب شد.

پاسخ:
مخلص آقا مهدی عزیز
نظر لطفته ولی درستش اینه ک چون خودت خوبی بقیه رو هم خوب می بینی!
واقعا خوشحال شدم اون روز همدیگه رو دیدیم.ی دیدار دوستانه خوب با ی دوست خوب مثل آقا مهدی توی کافه کراسه(واقعا اون روز خوب بود)
ان شاءالله همیشه خوب باشی!
۱۴ مهر ۹۲ ، ۲۳:۳۸ --------------------------
سلام
دیروز مهمان کلاستون بودم
انصافا شرائط مناسبی برای تقویت مباحث اصولی براتون وجود داره، من قبلا همه مباحث اصول مظفر رو در مقطع کارشناسی خونده بودم اما توضیحات استاد مومنی در مورد قضایا خیلی عالی بود، واقعا هیچ استادی رو ندیده بودم که اینطور به مباحث منطقی و اصولی بپردازه، همه اساتید اصول ما از این قضایا عبور میکردند و به خودمون واگذار میکردند.
خوش به حالتون از این فرصت خوب بهره بگیرید.
موفق باشید
پاسخ:
سلام
ببخشید نمی دونستیم وگرنه خیر مقدم عرض می کردیم.
دکتر مومنی واقعا استاد باسوادی هستن و مطالعه زیادی دارن ولی متاسفانه بزرگ ترین مشکلشون اینه ک طرح درس ندارن.یعنی برای یک موضوعی ک مطرح شده هرچیزی رو ک ب ذهنشون میاد مطرح می کنند و تا آخر ترم هم نمی تونن اون چیزی ک باید رو درس بدن.
البته باید بگم ک توضیحات اضافه ای ک میدن خیلی مفیده.
ولی تو اصول فقه استاد بهتر از ایشون هم تو دانشکده داریم.
دکتر هدایی بهترین استاد اصول فقه دانشکده هستن و حتی میشه گفت تو اصول فقه خودشون صاحب نظرن! الان هم ی کلاس فوق برنامه گذاشتن ک ی دوره فشرده اصول فقه مظفر توش بیان میشه.
یک شنبه ها ساعت14:45 ساختمان شماره3 کلاس305(شاید اطلاعیه هاش رو دیده باشید)
موفق باشید
چوب کاری میفرمائید!
واسه منم یه روز خیلی عالی بود
انشاءالله توفیقی باشه بازم خدمت برسم
پاسخ:
چوب کاری کدومه؟! جدی گفتم!
خدمت از ماست! خیلی خیلی خوشحال میشم دوباره ببینمتون!

شما برای آخرین مطلب سایت آینده از آن حزب الله نظر گذاشتین؟
زیر این مطلب http://24tir.ir/?p=23502 با اسم sajjad?
می خوام بدونم این نظر شماست؟ نظرتون درباره این مطلبشون جیه؟
پاسخ:
نه،من معمولا درباره مطالب سیاسی نظر نمی دم!
 قبلا چرا زیاد اطراف این بحثا می پلکیدم ولی فعلا نه!

سلام  برادر

حال شما خوبین

شما هم ازمون قضاوت شرکت کردین ؟

یا اینکه خودتون رو برای وکالت اماده میکنین

پاسخ:
سلام
ممنونم.
قضاوت رو ک خیلی وقته دورشو خط کشیدم.وکالت هم متاسفانه گیر خدمت مقدس؟! سربازی رو دارم.پس فعلا هیچ کدوم!
۲۱ مهر ۹۲ ، ۱۹:۴۱ --------------------------
سلام
خیلی بهتون حسودیم میشه احساس میکنم شما تو زندگیتون به چیزایی رسیدی که من نرسیدم، چیزایی رو احساس کردی که من حس نکردم
میدونید این که یه نفر از بوشهر بیاد تهران برای ادامه تحصیل
اینکه یه نفر انقدر اهل مطالعه باشه
اینکه انقدر آرامش داشته باشه......
برام عجیبه باورکنید برام خیلی خیلی جالبه
گاهی اوقات دوست دارم جای شما باشم تا ببینم چطوری به زندگی نگاه میکنید که حاضرید 17 ساعت تو راه باشید و تو این مسیر هم مطالعه کنید
هرشب خواب میبینم که تو راهم نمیدونم مشکل از کجاست تصمیم گرفتم برم پیش یه روانشناس، من طولانی ترین مسیرم در روز نیم ساعته اما اینکه هرشب خواب میبینم تو یه راه طولانی هستم و میرم و میرم ... خیلی عجیبه.جالب اینه که از اینکه تو راهم خیلی هم خوشحالم به نظر شما دلیلش چیه؟؟؟؟
خداعاقبتمونو بخیر کنه
پاسخ:
سلام
ما آدما زندگی های متفاوتی داریم و نتیجتاً تجربه های متفاوت و مطمئناً شما هم تجربه هایی داشتید ک من نداشتم و چیزایی رو حس کردید و بهشون رسیدید ک من نرسیدم.
آدمای زیادی هستند ک مسافت طولانی تری رو طی میکنند ب هر حال اینم ی تجربه است.
من انقدرام اهل مطالعه نیستم،فقط دوست دارم اهل مطالعه باشم!
آرامش! ولی راستش من انقدرام آدم آرومی نیستم گاهی وقتا تظاهر می کنم آرومم همین!
هممون تو ی مسیر طولانی هستیم فقط خدا کنه تو مسیر درستی باشیم.خوبه  ک تو این مسیر خوشحالید!
دعای آخرتون هم خیلی قشنگه من این دعای قدیمیا رو خیلی دوست دارم،خدا کنه همه عاقبت ب خیر بشیم!

[پاتوق حکمت]

گفت و گوی مدافعان و مخالفان فلسفه

حواشی حکمت متعالیه

قرآن و برهان و عرفان از هم جدایی ندارند

http://hikmatroom.blog.ir/

پاسخ:
ان شاءالله موفق باشید!
اصلاً رشته فقهی که ما داریم می خونیم اصلاً رشته ای نیست که بتونیم تو دانشگاه بخونیم چون از پایه ضعیفه،با چند واحد عربی و فقه و اصول که نمی تونیم بگیم ما فقه بلدیم.حالا دانشجو های فقه خلأشون رو با رفتن به حوزه پر می کنند ولی نمی دونم حوزوی ها چرا رشته ما رو اونم تو دانشگاه می خونند؟عجیبه،یه جای مسئله میلنگه.ما هم ببخشید منم اشتباه کردم اومدم فقه.تنها رشته دوست داشتنی که آدم می تونه خدا رو هر لحظه احساس کنه فلسفه هستش.البته در کنار عرفان. اونم فقط حکمت متعالیه ملا صدرا.
پاسخ:
راستش از یکی از اساتید پرسیدیم بریم حوزه برای ادامه تحصیل ایشون می گفتن اگ حوزه های قدیم بود حتما توصیه می کردم ولی فعلا حوزه ها هم....
فکر کنم قبلا برخی دلایل اومدن حوزوی ها ب دانشگاه رو گفته بودم شاید دلایل دیگه ای هم باشه ک ب هر حال من بی اطلاعم.
فلسفه رو دوست دارم ولی ن ب عنوان رشته دانشگاهی، کلا ب نظرم دانشگاه های ما بیش تر از ایجاد علاقه، دانشجو رو از اون درس متنفر می کنند حیفه آدم فلسفه رو تو دانشگاه حروم کنه باید هر جا استاد خوبی دید بره سراغش این ک کجاست و کدوم دانشگاه و حوزه و حجره و... هست براش فرقی نداشته باشه و الا بی فایده است.

بسمـِ الـلّـه
سَلـــــــامٌ عَـلَـیْـکُـمـ
و امّـا بَـعـد...
هر اندازه سر در جیب مراقبت فرو برده و در بحر مکاشفت مستغرق شدم و اَندر احوالات تأسّف بارِ مدارسِ (همان دانشگاهِ شما امروزی ها!) این دیار اندیشه کردمی،به فلسفۀ وجودیِ شان پِـی نبردمی...
پس از چهار سال کسبِ دانش در یکی از این بیغوله های دانشگاهْ نام(!) با خود خلوت کرده و این چنین زمزمه نمودمی:

هِـیْ..."بیست و پنج" رفت و در خوابی     مگر این پنج روزه دریابی!



پاسخ:
سلام علیکم و رحمة الله
ما نیز!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی