روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

غیبت هات زیاد شده ها!

شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۲، ۰۸:۳۷ ب.ظ

میگه: غیبت هات زیاد شده ها!

صادقانه میگم: ببخشید استاد، این روزا درگیری های ذهنی و دغدغه های فکریم زیاد شده، حوصله سر کلاس نشستن رو ندارم!

میگه: هنوز ازدواج نکردی نه؟

میگم: نه، چطور مگه؟

میگه: هیچی! گفتی درگیری های ذهنیم زیاده حدس زدم هنوز مجرّد باشی!

میگم: چه ربطی داره استاد؟

با لبخند میگه: لتسکنوا الیها*...

میگم: خیالتون راحت! اصلا از این مدل دغدغه ها نیست!

میگه: پس حتما می خوای کاندیدای نمایندگی مجلس بشی!

میگم: نع!

میگه: پس چی؟!

میگم: هیچی،بگذریم استاد! راستی اون مسئله فقهی ک ....

 

انگار از نظر استادِ ما دغدغه های فکری و درگیری های ذهنی فقط همیناست!


* وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ

( آیه 21 سوره مبارکه روم)

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۸/۰۴
سجاد دهقانی

نظرات  (۲)

خخخخخخخخ
راس گفته استادت! باس تو رو زنت داد شاید آدم شدی و دست از این دیوونه بازیات ورداشتی اصن من باس بیام دانشگاتون دست این استادو که نه زبونشو ببوسم(کثر الله امثاله).
خواستی بعدش میتونی وکیل ملت بشی خودمم ستادتو دس میگیرم بیخود کرده کسی که نخواد بهت رای بده.
پاسخ:
زهرِ مار! تو اینجا چی کار میکنی با اون خنده مسخره ت؟!
اگ آدم شدن ب اون چیزیه ک تو هستی من صد سال سیاه نمی خوام آدم بشم! در ضمن اینم راهش نیست چون:
" آن کس ک می بایست با من همسفر باشد/باید کمی هم از خودم دیوانه تر باشد"
نماینده شدن هم ارزونی خودت من سراغ این چیزا نمی رم! اون استادمون خودش می خواد کاندیدای نمایندگی مجلس بشه همه رو مثل خودش میبینه!

اگ تهران هستی بهت افتخار میدم هفته بعد جمال منور بنده رو زیارت کنی فعلا این توفیق برات مقدّر شده اگ لایقش بودی می تونی با ی تماس تثبیتش کنی!

سلام.

راستی دغدغه ذهنی چی هست؟

خوبه بگو ما هم بگیریم!

نکنه همونیه که الهیاتیا...

پاسخ:
سلام!
حس معلق بودن تو فضای خالی از هرچیزی....
فهمیدن پوچیِ بیش از حد چیزهایی ک بعضا برام خیلی مهم بودن...
نفهمیدن این ک اصلا چ چیزی اصالت داره و چ چیزی پوچ و خالی و بی فایده است(فهمیدن نظری رو نمی گم چون واضحه)
خیلی وقته ک بی خیال دانشکده الهیات و خیلی از اهالیش شدم! انقدر ذهنم درگیر خودم هست ک وقت فکر کردن ب دانشکده رو نداشته باشم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی