روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

شب یلدا و جمع دوستانه و تفال به حافظ

يكشنبه, ۱ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۳۹ ق.ظ

 

برای من این غزل اومد:

 

روزگاریست که سودای بتان دین من است
غم این کار نشاط دل غمگین من است


دیدن روی تو را دیده ی جان بین باید
وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است


یار من باش که زیب فلک و زینت دهر
از مه روی تو و اشک چو پروین من است


تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد
خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است


دولت فقر خدایا به من ارزانی دار
کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است


واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش
زآن که منزلگه سلطان دل مسکین من است

 

یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست
که مغیلان طریقش گل و نسرین من است

 

حافظ از حشمت پرویز دگر قصه مخوان
که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۰۱
سجاد دهقانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی