روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

ما متوهمیم(1)

دوشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۸:۵۲ ق.ظ

این مطلب را یکی از دوستان با نام مستعار "س م ص" برای انتشار در وبلاگ ایمیل کرده اند که بدون هیچ گونه دخل و تصرفی منتشر می شود.نیاز به توضیح نیست که انتشار این مطلب لزوما به معنای هم نظر بودن من با ایشان نیست.

 

بعضی ها فکر می کنند انسانهای مذهبی و یا هر کسی که به چیزهایی که مقداری دور از دسترس باشند معتقد است خرافاتی است.ما را با این گروه کاری نیست.پس اگر از این گروه هستی قلبا راضی نیستم نوشته ام را بخوانی.

اما آنهایی که به چیزی فرای حس چه خدا چه شیطان چه فرشتگان چه چیزهای دیگر معتقدند...

نسبت بین این زندگی دنیوی با آن ما وراء طبیعتی که به آن معتقدی چیست؟آیا ما در ما بعد الطبیعه زندگی میکنیم یا روزی به آن جا خواهیم رفت و یا فقط به آن ایمان داریم ولی هیچ راهی برای دسترسی به آن نداریم؟

دنبال جواب دادن به این سوال ها نیستم ولی تا کسی به این سوال ها جواب ندهد خواندن ادامه مطلب بیهوده خواهد بود.نمی خواهد بیست سال فلسفه و ریاضیات خواند و ریاضت کشید تا به جواب این سوال ها رسید همین قدر که فکری اجمالی و جوابی کوتاه ولی از سر تدبر به آن بدهی کافی است.

به نظر می رسد زندگی مادی ما-اگر واقعیت داشته باشد!- خیلی کوتاه و گذرا است و ما وقت بسیار محدودی داریم و تا بیاییم بجنبیم می گویند وقت تمام شد بفرمایید بیرون! دقیقا شیبه همان سوتی که وقتی می روی استخر و چهار تا شیرجه میزنی میشنوی که بفرمایید بیرون و تو هی نق میزنی که مگر چقدر گذشته است؟...

شهید مطهری می گفت بعضی ها در دنیا جوری زندگی می کنند که انگار دفعه دوم است در دنیایند.راهی را که امیر المومنین (ع)برای دوباره و چندباره زندگی کردن در دنیا پیشنهاد می کند تاریخ خواندن است بخوانید نامه امیر المومنین به امام مجتبی را تا نصایح پدرانه دوم شخص عالم به یکی از غریب ترین افراد انسان ها را بدانید.

ما معمولا وقتی این طور سوال ها به ذهنمان می آید که مگر می شود چند بار در دنیا زندگی کرد؟ فکرمان به نهج البلاغه نمی رود که امیر المومنین روی این سوال ما فکر کرده و راه حلی به ذهنش رسیده باشد.اینقدر دنیا به دور ما گشته که امیر المومنین را از یاد برده ایم.

باور کنید ما متوهمیم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۲۲

نظرات  (۳)

مفهومـِ گذرِ  زمان رو درک نمی کنیمـ ، مگر اینکه تاریخ بخوانیمـ . در حالیکه:
1. ما ملتی هستیم با تمدن چندهزارساله.
2. ملتی هستیمـ که حافظۀ تاریخی مان بسیار ضعیف است.
3. ما اصلـاً تاریخ نمی خوانیمـ ! (وجه غالب رو عرض کردمـ)
نتیجه: همه چیز را باید خودمان تجربه کنیمـ ، و هزینه اش را همـ باید از عمرمان بپردازیمـ .
* بهتـر نیست تاریخ بخوانیمـ ؟
[ای خدا ... یعنی میشه نمیرمـ و ببینمـ سجادِ عزیز ، باز همـ می نویسه؟]

سلام.متشکرم از اینکه گذاشتی تو سایت.یه مشکل در این نوشته داشتم و اون هم عجله بیش از حد خودم برای نوشتن و کفر در آوردن از ناحیه سجاد دهقانی بود.مطالبی که می خواستم بگم مثل زمانی که مترو خیلی شلوغه و یکی کیفش یکی کتش یکی چادرش یکی کوله اش  وسط جمعیت میمونه و سعی می کنه بکشدش یبرون سعی کردم مطلبم رو بکشم بیرون ولی به نظرم موفق نبودم.

امیدوارم خامی مطلب مشامتون رو آزار نده.

ولادت امیر المومنین (علیه صلوات المصلین)مبارک باشه.

پاسخ:
سلام
خواهش میکنم!
کفر درآوردن؟! ما الکفر؟
بر شما هم مبارک باشه و شیرینی فراموش نشه سید جان.
درباره نظر خصوصیتون:
نظرات این مطلب ب صورت تایید خودکارند و نیازی ب تایید من ندارند.پاسخشون هم با خود شماست!

با سلام
  میخواستم بدونم شما در دانشگاه تهران چند روز در هفته کلاس دارید ؟ یعنی معمولا در دانشگاه دولتی چند دروز در هفته کلاس هست (مقطع ارشد )
با تشکر
پاسخ:
سلام
معمولا دو روز در هفته می ریم کلاس.
بستگی ب برنامه ریزی گروه داره. بعضی رشته ها سه روز در هفته یا حتی چهار روز در هفته هم میرن کلاس.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی