روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

ما مى‏ گوییم على‏[‏علیه السلام] امام ماست. امام یعنى چه؟ امام یعنى پیشوا. نماز جماعت خوانده ‏اید. نماز جماعت که مى ‏خوانند، امام وقتى که مى ‏گوید: اللّه اکبر، مأموم هم مى ‏گوید: اللّه اکبر. رکوع که مى ‏کند، مأمومین رکوع مى ‏کنند. یعنى پیروى کردن. ولایت ما از على‏[‏علیه السلام] هم به همین معناست.

 

 

خوب، على[‏علیه السلام] امام ماست. على‏[‏علیه السلام] چگونه بود؟ اینکه گفتیم قطره ‏اى از مظهر شخصیت على‏[‏علیه السلام] بود که به زبان بنده در این مکان مقدس جارى شد. آیا تا کنون امام را دیده ‏اید که در قیام باشد و، مأمومین او در حال سجود؟ و یا امام در سجود باشد و مأمومین ایستاده باشند؟ آیا مى ‏گویى این آقا امام اینهاست، مى‏ گویى یا نمى‏ گویى؟ البته نمى ‏گویى. این مسخره است. باید بررسى کنیم که ما چگونه مأمومین این امامیم؟ على‏[‏علیه السلام] شجاع ما ترسو؛ على‏[‏علیه السلام] کریم، ما بخیل؛ على‏[‏علیه السلام] خوش ‏اخلاق، ما بد اخلاق؛ على[‏علیه السلام] توانا، ما ترسو و طماع؛ على‏[‏علیه السلام] صادق و الى آخر. معناى امامت چیست؟ على‏[‏علیه السلام] ، همان طور که گفتیم، سرّ کمالش ایمانش است. راهى است که براى ما ه‍م باز است. این راهى است که على رفت. بفرمایید شما هم بروید. على[‏علیه السلام]  صد درجه‏ اش را رفت و آن شد، تو یک درجه ‏اش را برو و یک صدم على [‏علیه السلام]بشو. راه باز است براى همه. باز نیست؟

 

 

ما کمال على [‏علیه السلام] را در ایمانش مى ‏دانیم. با ایمان به خدا و ازدیاد این ایمان، مى ‏توانیم راه على [‏علیه السلام] را برویم. اما ما چه کرده ‏ایم؟

امام موسی صدر، انسانِ آسمان، صص ۳۵و ۳۶


پ ن:

۱.متن بالا بخشی از سخنرانى امام موسى صدر، به مناسبت سالروز میلاد امیرالمؤمنین على علیه السلام در کاشان در سال 1349 است.

۲.متن کامل این سخنرانی با عنوان "علی علیه السلام موحد بود و بس" دریافت

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۵۳
سجاد دهقانی

این مطلب را یکی از دوستان با نام مستعار "س م ص" برای انتشار در وبلاگ ایمیل کرده اند که بدون هیچ گونه دخل و تصرفی منتشر می شود.نیاز به توضیح نیست که انتشار این مطلب لزوما به معنای هم نظر بودن من با ایشان نیست.

 

بعضی ها فکر می کنند انسانهای مذهبی و یا هر کسی که به چیزهایی که مقداری دور از دسترس باشند معتقد است خرافاتی است.ما را با این گروه کاری نیست.پس اگر از این گروه هستی قلبا راضی نیستم نوشته ام را بخوانی.

اما آنهایی که به چیزی فرای حس چه خدا چه شیطان چه فرشتگان چه چیزهای دیگر معتقدند...

نسبت بین این زندگی دنیوی با آن ما وراء طبیعتی که به آن معتقدی چیست؟آیا ما در ما بعد الطبیعه زندگی میکنیم یا روزی به آن جا خواهیم رفت و یا فقط به آن ایمان داریم ولی هیچ راهی برای دسترسی به آن نداریم؟

دنبال جواب دادن به این سوال ها نیستم ولی تا کسی به این سوال ها جواب ندهد خواندن ادامه مطلب بیهوده خواهد بود.نمی خواهد بیست سال فلسفه و ریاضیات خواند و ریاضت کشید تا به جواب این سوال ها رسید همین قدر که فکری اجمالی و جوابی کوتاه ولی از سر تدبر به آن بدهی کافی است.

به نظر می رسد زندگی مادی ما-اگر واقعیت داشته باشد!- خیلی کوتاه و گذرا است و ما وقت بسیار محدودی داریم و تا بیاییم بجنبیم می گویند وقت تمام شد بفرمایید بیرون! دقیقا شیبه همان سوتی که وقتی می روی استخر و چهار تا شیرجه میزنی میشنوی که بفرمایید بیرون و تو هی نق میزنی که مگر چقدر گذشته است؟...

شهید مطهری می گفت بعضی ها در دنیا جوری زندگی می کنند که انگار دفعه دوم است در دنیایند.راهی را که امیر المومنین (ع)برای دوباره و چندباره زندگی کردن در دنیا پیشنهاد می کند تاریخ خواندن است بخوانید نامه امیر المومنین به امام مجتبی را تا نصایح پدرانه دوم شخص عالم به یکی از غریب ترین افراد انسان ها را بدانید.

ما معمولا وقتی این طور سوال ها به ذهنمان می آید که مگر می شود چند بار در دنیا زندگی کرد؟ فکرمان به نهج البلاغه نمی رود که امیر المومنین روی این سوال ما فکر کرده و راه حلی به ذهنش رسیده باشد.اینقدر دنیا به دور ما گشته که امیر المومنین را از یاد برده ایم.

باور کنید ما متوهمیم...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۸:۵۲

حاصل وبگردی یا شاید هم ولگردی های من:
 

 

 

این نکته حساس است؛ شهید مطهری این کتاب[مسٔلهٔ حجاب] را زمانی می نویسد که زمان طاغوت است و از موضع یک روحانی حرف می زند. ولی ما در زمانی حرف می زنیم که کل نظام دینی است.[مدعی دینی بودن است].

حجاب یکی از چیزهایی است که نظام آن را ترویج می کند. وقتی نظام از حجاب حرف می زند، در بقیهٔ موارد هر حرفی بزند اینجا هم مؤثر است. یعنی حجاب را چه بخواهیم، چه نخواهیم نمی توانیم از باقی قضایا جدا کنیم. همهٔ این ها در یک بسته است. نظام با کلیتش مدعی است که یک نظام دینی است.

ما در برخوردهای قانونی باید سهم هر چیزی را به اندازه خودش بدهیم. اگر به حجاب در دین ما ۵ درصد تاکید شده، برخورد قانونی ما هم باید بشود ۵ درصد. اگر بر روی عدالت قانونی ۹۵ درصد تاکید شده، باید سهم قانونی اش هم بشود ۹۵ درصد. واقعیت این است که الان برعکس است.

محمد رضا زائری، حجاب با حجاب، ص۴۲

واقعیت تلخی که باید خواسته یا نا‌خواسته بپذیریم و بدان اعتراف کنیم این است که حجاب بخشی از یک مجموعهٔ به هم پیوسته است نه جزء جداگانه و متفاوت.حجاب ویترین و آینه‌‌ٔ تمام آن موضوعات دیگر است و هر طور آن ها بودند سر و شکل زنان جامعه هم همان طور خواهد بود. وقتی سیاست و اقتصاد و رفتار و گفتار و قضاوت و تشکیلات اداری اسلامی بود، حجاب زنان هم به طور طبیعی اسلامی خواهد بود و زمانی که روسری اقتصاد کمی کنار رفت و مانتوی سیاست تنگ و کوتاه شد و نظام اداری چکمه پوشید و سیستم قضایی گردن و بازویش را برهنه کرد، به طور طبیعی این واقعیت های تلخ در تصویر کوچه و خیابان زنان خودشان را نشان می دهند.قضیه همین قدر ساده است باور کنید! 

محمد رضا زائری، حجاب با حجاب، صص ۱۵ و ۱۶

 


پ ن:

۱.سه شنبه با "م.ک" عزیز نمایشگاه کتاب بودیم که کاملا اتفاقی آقای زائری رو جلوی یکی از غرفه ها دیدیم و چند دقیقه ای با ایشون صحبت کردیم و توی همین چند دقیقه معلوم شد ایشون بوشهری هستند (:

۲.آقای حسام الدین مطهری رو هم تو غرفه اتشارات آرما دیدیم، ایشون گفتن احتمالا امسال یه مجموعه داستان ازشون چاپ میشه و رادیو تپق هم تعطیل شده.

۳.اینم نمونهٔ اخیر یکی از کارهای مسخره برای ترویج حجاب احتمالا (+)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۷:۲۷
سجاد دهقانی