روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

۱۴ مطلب با موضوع «جامعه» ثبت شده است

کارگران بیچاره یک شرکت بزرگ که بعضا پروژه های بزرگی در داخل و خارج از کشور اجرا کرده و می‌کند چندین ماه است که حقوقشان را دریافت نکرده‌اند. کارگران تمام راه‌های ممکن برای احقاق حقشان را رفته‌اند و به نتیجه نرسیده‌اند لذا به ناچار از حق قانونی خود برای تجمع و راهپیمایی اعتراضی استفاده کرده‌اند. اصل بیست و هفت قانون اساسی تصریح دارد “تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‌‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.” اما متاسفانه این تجمعات کارگران با برخورد خشن یگان‌های ضد شورش نیروی انتظامی مواجه شده است.
آنچه جالب توجه است سکوت تمام افراد و نهادهای مسئول در برابر ظلمی است که بر این کارگران روا داشته‌اند. آقای رئیس‌جمهور که ظاهرا به منشور حقوق شهروندی که هیچ ضمانت اجرایی ندارد دل خوش کرده‌اند و کارگرها را فقط در ایام تبلیغات انتخاباتی تکریم می‌کنند، وزیر کشور و وزیر کار هم که “سکوت عارفانه” کرده‌اند. کفه ترازوی نهادهای قضایی هم که طبق معمول به نفع متمولین سنگینی می‌کند نه کارگر بیچاره.
دردناک‌تر از همه سکوت روحانیون و منبری‌هایی است که این شب‌ها از مظلومیت اباعبدالله علیه‌السلام دم می‌زنند و دربرابر هزاران ظلم آشکار در جامعه لب فروبسته‌اند. ظاهرا چشم علما و روحانیون فقط ظلم‌های آل سعود و آل خلیفه و اسراییل و آمریکا را می‌بیند و از دیدن مصائب هر روزه‌ی مردم کشور خودشان ناتوانند.
خدا عاقبت ما را با این اسلام و مسلمانی به خیر کند.

پ‌ن: سکوت عارفانه هیچ ربطی به عرفان و عرفا ندارد بلکه منظور سکوت‌ معروف و ادامه‌دار محمدرضا عارف است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۶ ، ۰۷:۳۰
سجاد دهقانی

 

این نکته حساس است؛ شهید مطهری این کتاب[مسٔلهٔ حجاب] را زمانی می نویسد که زمان طاغوت است و از موضع یک روحانی حرف می زند. ولی ما در زمانی حرف می زنیم که کل نظام دینی است.[مدعی دینی بودن است].

حجاب یکی از چیزهایی است که نظام آن را ترویج می کند. وقتی نظام از حجاب حرف می زند، در بقیهٔ موارد هر حرفی بزند اینجا هم مؤثر است. یعنی حجاب را چه بخواهیم، چه نخواهیم نمی توانیم از باقی قضایا جدا کنیم. همهٔ این ها در یک بسته است. نظام با کلیتش مدعی است که یک نظام دینی است.

ما در برخوردهای قانونی باید سهم هر چیزی را به اندازه خودش بدهیم. اگر به حجاب در دین ما ۵ درصد تاکید شده، برخورد قانونی ما هم باید بشود ۵ درصد. اگر بر روی عدالت قانونی ۹۵ درصد تاکید شده، باید سهم قانونی اش هم بشود ۹۵ درصد. واقعیت این است که الان برعکس است.

محمد رضا زائری، حجاب با حجاب، ص۴۲

واقعیت تلخی که باید خواسته یا نا‌خواسته بپذیریم و بدان اعتراف کنیم این است که حجاب بخشی از یک مجموعهٔ به هم پیوسته است نه جزء جداگانه و متفاوت.حجاب ویترین و آینه‌‌ٔ تمام آن موضوعات دیگر است و هر طور آن ها بودند سر و شکل زنان جامعه هم همان طور خواهد بود. وقتی سیاست و اقتصاد و رفتار و گفتار و قضاوت و تشکیلات اداری اسلامی بود، حجاب زنان هم به طور طبیعی اسلامی خواهد بود و زمانی که روسری اقتصاد کمی کنار رفت و مانتوی سیاست تنگ و کوتاه شد و نظام اداری چکمه پوشید و سیستم قضایی گردن و بازویش را برهنه کرد، به طور طبیعی این واقعیت های تلخ در تصویر کوچه و خیابان زنان خودشان را نشان می دهند.قضیه همین قدر ساده است باور کنید! 

محمد رضا زائری، حجاب با حجاب، صص ۱۵ و ۱۶

 


پ ن:

۱.سه شنبه با "م.ک" عزیز نمایشگاه کتاب بودیم که کاملا اتفاقی آقای زائری رو جلوی یکی از غرفه ها دیدیم و چند دقیقه ای با ایشون صحبت کردیم و توی همین چند دقیقه معلوم شد ایشون بوشهری هستند (:

۲.آقای حسام الدین مطهری رو هم تو غرفه اتشارات آرما دیدیم، ایشون گفتن احتمالا امسال یه مجموعه داستان ازشون چاپ میشه و رادیو تپق هم تعطیل شده.

۳.اینم نمونهٔ اخیر یکی از کارهای مسخره برای ترویج حجاب احتمالا (+)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۷:۲۷
سجاد دهقانی

قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا... این سخنی است که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد.

... و تو ، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو ، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حَصینِ لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی... یاران! شتاب کنید ، قافله در راه است . می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند ؟ آری ، گناهکاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند . آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین است ، که او سرسلسله خیل پشیمانان است ، و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است ، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان ، در این برهوت گمگشتگی وا می ماند .


فتح خون،فصل چهارم،قافله عشق در سفر تاریخ(+)-مرتضی آوینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۲ ، ۰۰:۰۳
سجاد دهقانی
پارسال به دلیل برخی مسایل هیچ هیئتی نرفتم! مسائلی که شاید مهم ترین هایش این چهار مورد باشد:
 1.تحریف واقعه عاشورا در برخی از این مراسمات.
 2.شعرها و مداحی هایی که بیش تر از مدح، وهن هستند!
 3.عدم رعایت حق همسایگان و مردم آزاری با صدای بلندگوها و...
 4.سوء استفاده جناح های مختلف سیاسی از این مراسمات برای تبلیغ ادعاهای سیاسی خودشان از طریق سخنران ها و مداح ها!
تمام این ده شب اول محرم را توی خوابگاه ماندم و هر شب چند صفحه ای از مقتل "نفس المهموم" شیخ عباس قمی را می خواندم. حس خوبی داشت!
امسال به لطف آقا با هیئتی آشنا شدم که هر شب با خیال راحت می توانم بروم زیر پرچم های عزایش و یک دل سیر برای "خودم" گریه کنم.برای بی وفایی های کوفی های وجودِ خودم، برای دل مردگی هایشان، برای خودی که هر روز و هر لحظه به پای امیال و نفسانیاتم لب تشنه ذبحش می کنم! برای خودی که در هر منزل گاه و حتی بین راه غل و زنجیرهای اسارتش را بیش تر و سنگین تر می کنم! برای خودی که شاید در این چند ساعت هیئت کمی رها می شود، نَفَسی تازه می کند و آخ دوباره...مگر نه این که "کل یومٍ عاشورا و کل ارضٍ کربلاء" پس ارض وجود خودم هم...
روضه خوان روضه ی سربسته می خواند و من روضه ی مکشوف قتل گاهِ "خود"!

 هم روضه خوان می شوم و هم شمر و هم .... 


در این ایام لطف کنید بنده ی حقیر سر تا پا تقصیر را هم دعا کنید.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۲ ، ۰۰:۵۳
سجاد دهقانی

دیروز تقریبا ساعت چهار ونیم بعدازظهر تو حیاط ساختمون شماره سه دانشکده قدم می زدم و از نم نم بارونی که می بارید لذت می بردم که نماز خوندن دوتا از دانشجوها وسط چمن ها توجهم رو جلب کرد.اولش فکر کردم خودشون حال کردن بیان تو این فضا نماز بخونن و ی ایولی هم تو دل خودم نثارشون کردم ولی وقتی رفتم پایین طرف نمازخونه و با در بسته اون مواجه شدم تمام اون حس خوب از بین رفت و متوجه شدم که واقعیت چیه:

نمازخونه دانشکده الهیات از ساعت 3 به بعد تعطلیه! و این دوستان هم که از اهل سنت هستند و تازه وقت نماز عصرشون از ساعت دو ونیم یا سه به بعده مجبور می شن نمازشونو اون بیرون بخونن.

تا اومدم بالا دیدم بارون شدیدتر شده و فقط تنها چیزی که برام مونده اعصاب داغون از این حماقت های دانشکده الهیاته که به حق باید بهش گفت دانشکده الحادیات!

کاش حداقل رفته بودم باهاشون صحبت کرده بودم و عذرخواهی می کردم و می گفتم این تصمیمات نسنجیده دانشکده ربطی به تشیع و شیعه نداره!

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۵:۴۴
سجاد دهقانی