روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

۱۴ مطلب با موضوع «جامعه» ثبت شده است

باز هم تفاسیر عجیب و منطبق با مذاق شبه روشنفکر ها از واقعه غدیر و ولایت امیرالمومنین علیه السّلام در روزنامه های ایران!

روز چهارشنبه 1392/8/1 (یک روز قبل از عید غدیر) در صفحه اول روزنامه "بهار" مقاله ای با عنوان "امام؛ الگوی ایمانی یا پیشوای سیاسی؟!" به قلم علی اصغر غروی(+) و (+) چاپ شد که تحریفات اساسی و در عین حال کاملا واضحی را متوجه مسئله ولایت امیرالمومنین علیه السّلام کرده بود و با تفسیر به رای های متعدد و حذف برخی قسمت های احادیث سعی کرده بود منکر نصب حضرت علی علیه السّلام به خلافت توسط حضرت رسول صلّی الله علیه و آله شود.(+) این مقاله با اعتراضات علماء و رسانه ها رو به رو شد و "روزنامه بهار" در شماره شنبه1392/8/4 خود در یاداشتی به قلم "محمدعلی شاه‌آبادی"، جوابیه‌ای به یاداشت روز چهارشنبه خود داد(+) و در آخر هم به دلیل انتشار مقاله ی روز چهارشنبه توقیف شد(+).

هر چند معتقدم باید فضایی برای بیان این نظرات و پاسخ به آن ها وجود داشته باشد ولی رفتار درست این بود که اگر این روزنامه قصد چنین کاری را داشت ابتدا این مسئله را بیان می کرد و به مخاطب اعلام می شد که این یک برداشت از این واقعه است و طی سلسله مطالبی این بحث دنبال خواهد شد نه اینکه در شماره قبل از روز غدیر خود این مقاله را به این صورت منتشر کند.

اما بخش هایی از این مقاله:

1_علی(ع) هرگز از حقی در امر خلافت و حکومت که از جانب خدا برای او در نظر گرفته شده و توسط پیامبر ابلاغ شده باشد، حرفی به میان نمی‌آورد. حتی آنجا که می‌خواهد از حق خود برای خلافت دفاع کند، بر ارزش‌ها و شایستگی‌های خودش تاکید می‌کند و مردم را بر این نکته «آگاه» می‌سازد که مبادا در «انتخابِ» خود دچار اشتباه شوند.

 

2-رفتار علی (ع) با هر سه خلیفه پیش از خود و به‌ویژه ابوبکر و عمر، که در بسیاری از کتب تاریخی مکتوب شده، به روشنی نشان می‌دهد که وی آن‌ها را کسانی نمی‌پندارد که سخن پیامبر را بر زمین زده و حکومت را غصب کرده باشند!

 

3-اگر امیرالمومنین فرمان خدا را برخلافت خود بعد از رسول اکرم(ص) می‌یافت، آیا شجاعت و شهامت و عدالت او اقتضا نمی‌کرد که یک تنه شمشیر برکشد و فرمان و عدل خدا را جاری سازد؟! و آیا از دروازه حکمت و شهر علم نبوی بعید نبود که بیان این حق را از وقت حاجت به تاخیر اندازد؟!

 

درپاسخ اجمالی به این سه بخش اگر از تمامی احادیثی که از حضرت علی و دیگر معصومین علیهم السّلام درباره غصب خلافت و نصب الهی حضرت برای خلافت روایت شده چشم پوشی کنیم فقط با خطبه شقشقیه نهج البلاغه که اتفاقا بخشی از آن مورد استناد نویسنده این مقاله قرار گرفته(البته با حذف بخشی که مطابق میلش نبوده) باطل بودن این ادعا ثابت می شود.حضرت در خطبه مذکور می فرمایند:

آگاه باشید. به خدا سوگند که "فلان" خلافت را چون جامه اى بر تن کرد و نیک مى دانست که پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب . سیلها از من فرو مى ریزد و پرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست . پس میان خود و خلافت پرده اى آویختم و از آن چشم پوشیدم و به دیگر سو گشتم و رخ برتافتم . در اندیشه شدم که با دست شکسته بتازم یا بر آن فضاى ظلمانى شکیبایى ورزم ، فضایى که بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پیرى رسند و مؤمن ، همچنان رنج کشد تا به لقاى پروردگارش نایل آید. دیدم ، که شکیبایى در آن حالت خردمندانه تر است و من طریق شکیبایى گزیدم ، در حالى که ، همانند کسى بودم که خاشاک به چشمش رفته ، و استخوان در گلویش مانده باشد. مى دیدم ، که میراث من به غارت مى رود.
تا آن "نخستین" به سراى دیگر شتافت و مسند خلافت را به دیگرى واگذاشت
.....بنگرید که چسان دو پستانش را، آن دو، میان خود تقسیم کردند و شیرش را دوشیدند. پس خلافت را به عرصه اى خشن و درشتناک افکند، عرصه اى که درشتى اش پاى را مجروح مى کرد و ناهموارى اش رونده را به رنج مى افکند. لغزیدن و به سر درآمدن و پوزش خواستن فراوان شد. صاحب آن مقام ، چونان مردى بود سوار بر اشترى سرکش که هرگاه مهارش را مى کشید، بینى اش ‍ مجروح مى شد و اگر مهارش را سست مى کرد، سوار خود را هلاک مى ساخت . به خدا سوگند، که در آن روزها مردم ، هم گرفتار خطا بودند و هم سرکشى . هم دستخوش بى ثباتى بودند و هم اعراض از حق . و من بر این زمان دراز در گرداب محنت ، شکیبایى مى ورزیدم تا او نیز به جهان دیگر شتافت و....

 

 

4-جزو وظایف رسولان الهی، از جمله پیامبر اسلام، تعیین جانشین یا خلیفه، که اصطلاحا نصب می‌گویند، برای تشکیل حکومت و اداره امور دنیای مردم نبوده است. پیامبران و به‌ویژه پیامبر اعظم برای رهایی بشر از همه قیود و بندهای جهل و بردگی و اسارت مبعوث شده‌اند (اعراف ۱۵۷). نصب یا تعیین، در خود، مفهوم سلب آزادی و نوعی از بندگی و بردگی را دارد. از این‌رو ناقض هدف بعثت رسول اسلام، مذکور در آیه ۱۵۷ اعراف است. بر این پایه حتما رسول اسلام خود ناقض پیامی که آورده است نمی‌شود. بر همین اساس است که شیعه با نصب عمر توسط ابی‌بکر و نصب عثمان توسط عمر شدیدا مخالف است و آن را مغایر با کتاب و سنت و متضاد با اصل آزادی انسان قلمداد کرده است.

5-پس پیام غدیر از سوی رسول آزادی و رهایی و عدل، معرفی ولی و امام مردم است تا قیام قیامت، نه تعیین و نصب حاکم سیاسی برای مدتی کوتاه.

 

در واقع نویسنده در این دو بخش نصب امام معصوم علیه السّلام برای حکومت را منکر می شود و در کمال شگفتی بیان می کند که حتی علت مخالفت شیعه با اشخاصی که ادعای خلافت نموده اند این است که آن ها هر کدام توسط شخص قبل از خود نصب شده اند و به انتخاب مردم نبوده اند.از این قسمت این طور برداشت می شود که اگر به انتخاب مردم بودند از نظر شیعه اشکالی نداشت!!!

این در حالی است که بر اساس عقاید شیعه و احادیث و روایات متعدد، پیامبر صلّی الله علیه و آله بارها نصب حضرت علی علیه السّلام به خلافت را بیان کرده اند.علاوه بر این با توجه به اینکه نویسنده این مطلب شیعه مذهب است در پاسخی نقضی به وی می توان گفت با توجه به ادعای شما که نصب خلیفه توسط پیامبر صلّی الله علیه و آله و خلیفه قبلی را منکر می شوید نصب امام حسن علیه السّلام به خلافت توسط حضرت علی علیه السّلام نیز باید مردود باشد.

این مطالبی که نویسنده این مقاله بیان کرده حرف های جدیدی نیست و علمای شیعه پاسخ های دقیقی به این مسائل داده اند که با مراجعه به کتاب های معتبری نظیر "الغدیر" علامه امینی یا "المراجعات" عبدالحسین شرف الدّین موسوی یا "الاحتجاج" احمد بن علی طبرسی یا "شب های پیشاور" سلطان الواعظین شیرازی و .... می توانید این پاسخ ها را بیابید.


پ ن:

1.متن کامل مقاله را از این سایت می توانید ببینید(+) البته چون سایت مذکور فیلتر است متن کامل را در فایل word آماده کرده ام که از این جا می توانید دریافت کنید.دریافت

2.دانلود ترجمه 11 جلدی کتاب "الغدیر"

3.کتاب "المراجعات" دریافت
4.دانلود ترجمه و شرح 4 جلدی کتاب "الاحتجاج"

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۴:۵۷
سجاد دهقانی

لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست در روزهای اخیر به خاطر حاشیه هایی که درباره تبصره ماده27 این لایحه به وجود آمده به یکی از موضوعات مورد توجه رسانه ها و خبرگزاری های مختلف اعم از خبرگزاری های حقوقی و غیر حقوقی تبدیل شده است.

این لایحه به دلیل ایرادات شورای نگهبان بر آن تا به حال سه بار به مجلس ارجاع داده شده و اصلاحاتی بر روی آن صورت گرفته،تا اینکه دو سه روز پیش از طرف شورای نگهبان تایید شد.(+)

تبصره ماده 27 این لایحه که مورد بحث است:

-ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرزندخوانده ممنوع است مگر اینکه دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی سازمان، این امر را به مصلحت فرزندخوانده تشخیص دهد. (اصلاحی 91/12/1)

بر اساس این تبصره در صورت صلاحدید دادگاه سرپرست و فرزندخوانده اجازه ازدواج با هم را خواهند داشت.تصریح به این اجازه در این تبصره موجب بحث هایی بین مخالفین و موافقین این تبصره شده است.(+)

مخالفین معتقدند در صورتی که ازدواج بین فرزندخوانده و سرپرست مجاز باشد هدف اصلی از فرزند خواندگی که قرار گرفتن کودک بی سرپرست در کانون خانواده و رشد و تربیت اخلاقی اوست نقض می شود.چرا که:

1.امکان سوء استفاده های جنسی از این کودکان فراهم می شود و افرادی نه به انگیزه های انسانی بلکه با انگیزه های جنسی و یا با قصد ازدواج با این کودکان در آینده اقدام به پذیرش این کودکان به عنوان فرزندخوانده می کنند.

 

2.خانواده ها از ترس حاشیه هایی نظیر احتمال ازدواج مجدد مرد با فرزندخوانده حاضر به پذیرش دختران به عنوان فرزند خوانده نمی شوند.

 

3.درصورتی که خانواده ای اقدام به پذیرش دختربچه ای به عنوان فرزندخوانده کند با توجه به این که با این مجوز این دختر می تواند رقیبی بالقوه برای زن در خانواده باشد باعث تزلزل نظام خانواده می شود.

 

4.این ازدواج لطمه های روحی و روانی زیادی را به فرزندخوانده به ویژه فرزندخوانده دختر وارد می کند زیرا تا به حال این سرپرست را به عنوان پدر خود می شناخته و حالا نقش همسرش را دارد.

 

5.به طور کلی این ازدواج غیراخلاقی و خلاف عرف جامعه است.(+)

 

این ایرادات قابل تامل هستند ولی باید این نکات را نیز مد نظر داشته باشیم:

 

1.به موجب فرزندخواندگی هیچ گونه محرمیت شرعی بین سرپرست و فرزندخوانده به وجود نمی آید،لذا از این لحاظ مانع شرعی برای این ازدواج وجود ندارد.

 

2.ازدواج، امری شخصی است که جز مواردی که شرع مشخص کرده نمی توان اراده طرفین را محدود کرد.لذا اگر فرزندخوانده و سرپرست خواستار این ازدواج باشند و موانع نکاح(+) نیز وجود نداشته باشد نمی توان اراده آن ها را محدود کرد.

 

3.کسی نمی تواند هیچ کس از جمله فرزندخوانده را ملزم به ازدواج با شخص دیگری اعم از سرپرست یا غیرسرپرست کند.لذا فرزندخوانده مثل همه افراد اختیار کامل دارد و می تواند با هر شخصی که خواست ازدواج کند.

 

4.این تبصره ازدواج فرزندخوانده با سرپرست را ممنوع کرده مگر اینکه این ازدواج به مصلحت فرزندخوانده باشد،نه اینکه مطلقاً این اجازه برای هرکسی باشد.و تشخیص این مصلحت هم به عهده دادگاه است.

 

علاوه بر این از لحاظ شرعی راه کارهایی برای ایجاد محرمیت بین سرپرست و فرزندخوانده وجود دارد که با استفاده از آن ها این دو به هم محرم می شوند و این مشکلات نیز به وجود نمی آید.راه حل هایی نظیر شیر دادن با شرایط خاصش درصورتی که فرزندخوانده زیر دوسال باشد یا ازدواج موقت های خاص و...(+)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۲ ، ۲۳:۳۹
سجاد دهقانی

از اولین روزی که قرار شد برای تدریس خصوصی با موسسه ای همکاری کنم تا به حال، یکی از مسایلی که به صورت خیلی جدی ذهنم را مشغول کرده تفاوت این دانش آموزان با داش آموزان مدارس دولتی شهرهای کوچک و روستاها  و یا حتی مناطق کم درآمد کلان شهرهاست،تفاوتی که چیزی نیست جز پول! و این پول باعث چه تفاوت فاحشی در میزان امکانات آموزشی اعم از امکانات سخت افزاری و نرم افزاری شده است.

در این مدت دانش آموزان مختلفی داشتم که شاید تنها نقطه اشتراک شان وضع مالی بهتر از متوسط جامعه بود.

از دختر اول دبیرستانی که به گفته مادرش فقط هزینه اولیه ثبت نام مدرسه اش 5 میلیون تومان بوده و قیمت کفشش nصد هزارتومان و قیمت تلفن همراهش فلان مقدار و... تا پسر سوم راهنمایی که حتی برای درس هایی مثل ادبیات فارسی کلاس خصوصی گرفته بود و این در حالی بود که برای مدرسه غیرانتفایی اش هزینه زیادی کرده بود و معلم فلان درسش مولف فلان کتاب بوده و...

و هربار قرار بود به یکی از این دانش آموزان درس بدهم باید با حس ناخوشایند کمک به این بی عدالتی آموزشی دست و پنجه نرم کنم.

اما چند شب پیش با دیدن خنده ها و بازی های تعدادی از دانش آموزان مناطق محروم کشور در تهران حس خوبی داشتم.

بسیج دانشجویی دانشگاه تهران تعدادی از دانش آموزان مستعد ولی کم بضاعت سال سوم دبیرستان برخی از مناطق محروم کشور را شناسایی کرده بود و برای شان اردوی آموزشی ترتیب داده تا برای کنکور آماده شوند.

برخی از اساتید دانشگاه تهران در طول تابستان مباحث کتاب های پیش دانشگاهی را هر روز برای این دانش آموزان تدریس می کنند و اول مهرماه هم ان شاءالله به محل زندگی خودشان برمی گردند،تا شاید جای کلاس های کنکور و معلم خصوصی و انواع و اقسام محصولات کمک آموزشی را برای شان پر کند.

امیدوارم این ایده مورد توجه تشکل های دانشجویی دانشگاه های دیگر هم واقع شود.(به مسئولین امیدی نیست)!

به امید روزی که برای جبران بی عدالتی آموزشی نیاز به چنین کاری نباشد،به امید روزی که دانش آموزان همه مناطق کشور امکانات آموزشی مشابهی داشته باشند.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۵۴
سجاد دهقانی

فقهِ غیرِ بومی!

شاید بگوبید ترکیب مسخره ای است و دلیل هم بیاورید که والله و بالله اگر بشود یک علم را گفت کاملا وطنی و بومی تولید می شود همین فقه است و بر جبینش صنع فی قم المقدسة است و حداکثر صنع فی نجف الاشرف که آن هم خودی است و بومی و یا شاید اصلا بگویید که مگر غیر از ما هم کسی فقه را قبول دارد که بخواهد فقه،غیرِ بومی باشد.ما شنیده بودیم مثلا جامعه شناسی و روان شناسی و اقتصاد و حتی فیزیک و شیمیِ غیربومی را،ولی فقهِ غیربومی چه صیغه ای است؟

همه ی اِن قُلت های بالا به این ترکیبِ واژه های "فقه" و "غیرِبومی" درست است ولی در صورتی که بومی را در قالب مکان در نظر بگیریم و نه در قالب "زمان و مکان".

هرچند فقهِ غیربومی ممکن است صیغه مجهولی باشد برایمان ولی متاسفانه بدجور دامن گیرمان شده است.

وقتی علمی به سوال های مردمی دیگر و جامعه ای دیگر پاسخ بدهد این علم غیرِبومی است.مثلا وقتی دانشجوی جامعه شناسیِ دانشگاه تهران به جای اینکه سوالش پدیده های جامعه شناختیِ کشور خودمان باشد برای مثال بررسی اتفاقی که سال88 در ایران افتاد یا مثلا بررسی انسان شناختیِ ترکمن ها و... و دنبال جواب برای این ها باشد سوالش و نحوه رسیدن به جوابش را از جامعه ای دیگر می گیرد این دانشجو شاید علم تولید کند ولی علمی غیرِبومی و غیرِنافع برای جامعه ایرانی و همین طور قیاس کن دانشجوی مهندسی معماری و شهرسازی را که بعد از سال ها درس خواندن می تواند براساس مدل هایِ شهرسازیِ اروپایی یا آمریکایی در ایران شهر بسازد و معماریِ خانه ها و ساختمان هایش را طراحی کند و دستِ آخر برای اینکه اسلامی -ایرانی هم کرده باشد این شهر را جایی برای مسجدش در شهر درنظر می گیرد آن هم با معماریِ 4 ضلعی و خشنی که هیچ ارتباطی با فضای آرام بخش و معنوی که مسجد باید داشته باشد ندارد و...

فعلا کاری به مقصرِ این مصائب ندارم،این ها را نوشتم تا بگویم علم غیرِبومی یعنی چه و ارتباطش را با فقه بیان کنم.

وقتی فقیه هم مثل هر عالمِ دیگری به جای اینکه پرسش های جامعه خودش را پاسخ بدهد سوال های دیگری را جواب می دهد و اصلا راه حلº یافتن برای معضلات و سوال هایِ جامعه،دغدغه اش نیست،فقه تولید می کند ولی فقه غیرِبومی و غیرِنافع!

مهم نیست سوال هایی که برای این فقیه به وجود می آید و او برای یافتن پاسخش اجتهاد می کند سوال های کدام جامعه است مهم این است که سوال های جامعه ی من نیست!ممکن است سوال های جامعه ایرانی و شیعه800 سال پیش باشد ولی دردی را دوا نمی کند.

این که فقیهی سال ها مطالعه کند و زحمت بکشد ولی به جایِ این که در پیِ یافتن پاسخی برای سوالاتِ نظام قضایی براساس شرع مقدس باشد یا معضلات فقهی و حقوقی نظام اقتصادی و... را حل کند تمام وقتش را می گذارد برای چندباره پاسخ دادن به سوالات و مشکلات فقهی مردمِ صدها سال پیش نتیجه اش می شود عدم کارایی فقه!

معضلی که متاسفانه گریبان گیر حوزه های علمیه ما شده فاصله گرفتنشان از جامعه و مردم است و انتزاعی شدن فضای ذهنی و دغدغه هایشان و به تبع آن تولید علمی که به درد امروز جامعه نمی خورد و طرفه این که این مسئله در گذشته ها در حوزه و به ویژه فقه وجود نداشته و علما در ارتباط تنگاتنگی با مردم بوده اند و فقهِ تولید شده پاسخی به نیارهای جامعه آن روزشان بوده.

کسانی که اندک اطلاعی از دروس فقه دارند حتما از سنگین بودن مباحث کتاب"مکاسب" شیخ انصاری خبر دارند و می دانند خواندن لمعتین ِ شهیدین که دانشجویان در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد می خوانند تازه مقدمه ای است برای فهمیدن مکاسبِ شیخ انصاری ولی شاید جالب باشد که بدانیم در همین کشور در سال های نه چندان دور حتی برخی کسبه و بازاریان در درس مکاسب علما حاضر می شدند و این یعنی نه تنها سوال برای رفع مشکلات بلکه متخصص شدن در زمینه نیازهای فقهی کارش.و از طرفی بیان شدنِ سوالاتِ واقعیِ کسبه و در نتیجه تلاشِ عالم برای یافتن جوابِ سوال و مجموعه این ها یعنی تولیدِ فقهِ به روز و نافع در مباحث تجاری مثلا.

البته کاملا روشن است که همه بازریان این کار را نمی کردند ولی به اندازه ای علما با زندگی مردم در ارتباط بودند که از مشکلات آن ها با خبر باشند و علمی که تولید می کنند در جهت رفع مشکلات و پاسخ به سوالات آن ها باشد.و این بازار تنها نمونه ای از آن است.ولی در حال حاضر فاصله ی بین حوزویان و علما با مردم آن قدر زیاد شده که کم تر فقیهی را می توان یافت که وجه همتش را مثلا بگذارد روی بورس و مسایل آن یا نظام بانک داریِ اسلامی یا عقودِ جدید یا نظام سازیِ قضایی و....

این است که فقهِ غیرِبومیِ تولید شده ناکارآمدی اش را در مسایل مبتلا به جامعه نشان می دهد و برخی جاهلان هم از ناکارآمدی دین در عرصه اجتماع می نویسند و این که اسلام دینی است برای 1400 سال پیش و ناکارامد در عصر حاضر و اباطیلی از این باب.غافل از این که اسلام به ذات خود ندارد عیبی.....

 


پ ن:

به جای فقهِ بومی می توانستم بگویم فقهِ پویا که واژه آشناتری است و درباره آن سخن گفته شده،ولی به قدری با تفسیرهای عجیب و غریب این کلمه را بی معنی کرده اند که دوست نداشتم این واژه را به کار ببرم.

فقهº نفهمِ کم سواد، برای این که انواع روابط نامشروع بازیگران در حین بازیگری برای سینما را مشروع جلوه دهد به قاعده "نفی سبیل" استناد کرده.برای درک مسخره بودن چنین استنادی لازم نیست فقه خوانده باشی فقط کافی است استدلالش را بخوانی:

1.دنیای غربِ کافر در زمینه ساخت فیلم و بیان مقاصدش با زبان این رسانه از ما مسلمانان قوی تر است.

2.اگر بخواهیم با دنیای غرب در این زمینه رقابت کنیم باید بتوانیم روابط واقعی تر و آزادانه تری بین زنان و مردان در فیلم هایمان داشته باشیم.

3.طبق قاعده ی نفی سبیل نباید اجازه دهیم راهی برای سلطه کافر بر ما وجود داشته باشد

»نتیجه: به منظور غلبه بر کفار اشکالی ندارد که بازیگران در حین تولید فیلم روابط شرعی را به طور کامل رعایت نکنند.

بعد اسم این را هم گذاشته فقهِ پویا!!! فتامّل.

البته همیشه هم به این شوری نیست.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۲ ، ۲۰:۱۸
سجاد دهقانی

فرض کنید چند تا جا[را]هم کوبیده بودید[اشاره به ماجرای کودتای نوژه]، شما بالاخره باید زمین هم بیایید یا همان آسمان می‏مانید؟ ما از این امور نمی‏ترسیم. ما از قشرهای خودمان می‏ترسیم؛ از خودمان. چنانچه شما آقایان و همپالگی های شما، سنخ روحانیت همه ـ ایّدهم اللّه‏ تعالی ـ اگر کارهایی خدای نخواسته انجام بدهید که از چشم ملت بیفتید، ولو در دراز مدت، آن روز است که فانتوم لازم نیست دیگر، خود ملت شما را کنار می‏زند.

صحیفه نور،ج13، سخنرانی برای روحانیون و ائمه جماعات تهران و شهرستان ها و روحانیون عضو بسیج (+)

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۲ ، ۱۹:۴۲
سجاد دهقانی