روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

۱۷ مطلب با موضوع «خط خطی های روزانه» ثبت شده است

دیروز تقریبا ساعت چهار ونیم بعدازظهر تو حیاط ساختمون شماره سه دانشکده قدم می زدم و از نم نم بارونی که می بارید لذت می بردم که نماز خوندن دوتا از دانشجوها وسط چمن ها توجهم رو جلب کرد.اولش فکر کردم خودشون حال کردن بیان تو این فضا نماز بخونن و ی ایولی هم تو دل خودم نثارشون کردم ولی وقتی رفتم پایین طرف نمازخونه و با در بسته اون مواجه شدم تمام اون حس خوب از بین رفت و متوجه شدم که واقعیت چیه:

نمازخونه دانشکده الهیات از ساعت 3 به بعد تعطلیه! و این دوستان هم که از اهل سنت هستند و تازه وقت نماز عصرشون از ساعت دو ونیم یا سه به بعده مجبور می شن نمازشونو اون بیرون بخونن.

تا اومدم بالا دیدم بارون شدیدتر شده و فقط تنها چیزی که برام مونده اعصاب داغون از این حماقت های دانشکده الهیاته که به حق باید بهش گفت دانشکده الحادیات!

کاش حداقل رفته بودم باهاشون صحبت کرده بودم و عذرخواهی می کردم و می گفتم این تصمیمات نسنجیده دانشکده ربطی به تشیع و شیعه نداره!

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۵:۴۴
سجاد دهقانی

میگه: غیبت هات زیاد شده ها!

صادقانه میگم: ببخشید استاد، این روزا درگیری های ذهنی و دغدغه های فکریم زیاد شده، حوصله سر کلاس نشستن رو ندارم!

میگه: هنوز ازدواج نکردی نه؟

میگم: نه، چطور مگه؟

میگه: هیچی! گفتی درگیری های ذهنیم زیاده حدس زدم هنوز مجرّد باشی!

میگم: چه ربطی داره استاد؟

با لبخند میگه: لتسکنوا الیها*...

میگم: خیالتون راحت! اصلا از این مدل دغدغه ها نیست!

میگه: پس حتما می خوای کاندیدای نمایندگی مجلس بشی!

میگم: نع!

میگه: پس چی؟!

میگم: هیچی،بگذریم استاد! راستی اون مسئله فقهی ک ....

 

انگار از نظر استادِ ما دغدغه های فکری و درگیری های ذهنی فقط همیناست!


* وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ

( آیه 21 سوره مبارکه روم)

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۲ ، ۲۰:۳۷
سجاد دهقانی

دیشب داشتم با خودم فکر می کردم چقدر خوبه انقدر پول ندارم که برای هر رفت و برگشتم به بوشهر با هواپیما300 هزار تومن هزینه کنم و مجبور می شم با اتوبوس 16 الی 18 ساعت رو طی طریق کنم!

چون جز یکی دو ساعت اونم از فرط خستگی بقیه این مسیر طولانی رو بیدارم و معمولا به رمان خوندن می گذره.

حسابش از دستم در رفته چندتا کتابو تو این مسیر خوندم.دیشب نوبت "اتحادیه ابلهان" نوشته "جان کندی تول" بود.تا اینجایی که من خوندم واقعا عالی بود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۲ ، ۰۹:۰۹
سجاد دهقانی

چقد سخته آدم تو این گیر کنه که اصلا با خودش چند چنده؟!

این روزا بدجور گیج می زنم!

ربّ اِنّی لِما اَنزَلتَ اِلیَّ مِن خیرٍ فقیرٌ(قصص/24)

خدایا به هر خیری که برایم بفرستی سخت نیازمندم!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۹۲ ، ۱۸:۰۴
سجاد دهقانی

از اولین روزی که قرار شد برای تدریس خصوصی با موسسه ای همکاری کنم تا به حال، یکی از مسایلی که به صورت خیلی جدی ذهنم را مشغول کرده تفاوت این دانش آموزان با داش آموزان مدارس دولتی شهرهای کوچک و روستاها  و یا حتی مناطق کم درآمد کلان شهرهاست،تفاوتی که چیزی نیست جز پول! و این پول باعث چه تفاوت فاحشی در میزان امکانات آموزشی اعم از امکانات سخت افزاری و نرم افزاری شده است.

در این مدت دانش آموزان مختلفی داشتم که شاید تنها نقطه اشتراک شان وضع مالی بهتر از متوسط جامعه بود.

از دختر اول دبیرستانی که به گفته مادرش فقط هزینه اولیه ثبت نام مدرسه اش 5 میلیون تومان بوده و قیمت کفشش nصد هزارتومان و قیمت تلفن همراهش فلان مقدار و... تا پسر سوم راهنمایی که حتی برای درس هایی مثل ادبیات فارسی کلاس خصوصی گرفته بود و این در حالی بود که برای مدرسه غیرانتفایی اش هزینه زیادی کرده بود و معلم فلان درسش مولف فلان کتاب بوده و...

و هربار قرار بود به یکی از این دانش آموزان درس بدهم باید با حس ناخوشایند کمک به این بی عدالتی آموزشی دست و پنجه نرم کنم.

اما چند شب پیش با دیدن خنده ها و بازی های تعدادی از دانش آموزان مناطق محروم کشور در تهران حس خوبی داشتم.

بسیج دانشجویی دانشگاه تهران تعدادی از دانش آموزان مستعد ولی کم بضاعت سال سوم دبیرستان برخی از مناطق محروم کشور را شناسایی کرده بود و برای شان اردوی آموزشی ترتیب داده تا برای کنکور آماده شوند.

برخی از اساتید دانشگاه تهران در طول تابستان مباحث کتاب های پیش دانشگاهی را هر روز برای این دانش آموزان تدریس می کنند و اول مهرماه هم ان شاءالله به محل زندگی خودشان برمی گردند،تا شاید جای کلاس های کنکور و معلم خصوصی و انواع و اقسام محصولات کمک آموزشی را برای شان پر کند.

امیدوارم این ایده مورد توجه تشکل های دانشجویی دانشگاه های دیگر هم واقع شود.(به مسئولین امیدی نیست)!

به امید روزی که برای جبران بی عدالتی آموزشی نیاز به چنین کاری نباشد،به امید روزی که دانش آموزان همه مناطق کشور امکانات آموزشی مشابهی داشته باشند.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۵۴
سجاد دهقانی