روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

روزنه ای به آن سوی دیوار

گاه نوشت های یک الحادیاتی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مطلب ارسالی دوستان» ثبت شده است

این مطلب، بخش دوم مطلب ارسال شده توسط یکی از دوستان با نام مستعار "س م ص"است که برای انتشار در وبلاگ ایمیل کرده اند.این مطلب نیز بدون هیچ گونه دخل و تصرفی منتشر می شود.بدیهی است که انتشار این مطلب لزوما به معنای هم نظر بودن من با ایشان نیست.

امیر المومنین (ع)جمله ای دارد:

فرمود: من خداوند سبحانه را از این راه شناختم که تصمیمهاى قطعی را از هم مى‏ریزد، و پیمانها را مى‏گسلد، و همّتهاى سخت را درهم مى‏شکند(ترجمه منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئى) ؛ ج‏21 ؛ ص317)

بعضی در شرح این کلام مولی با توجه به برهان نظم گفته اند همان جور که خورشید و ستارگان اگر در یک مدار کار می کند پس کسی داردبه  این کار نظم می دهد(مولی محسن فیض و ابن ابی الحدید و شرح کاشانی بر غرر و درر را ببینید)ولی به نظرم این حرف عمقی بیش از آنچه اینان گفته اند را داراست و بیش از آنکه برهان بیرونی باشد برهانی ارجاع دهنده به درون است.

قد من کوتاه تر از این حرفهاست که بخواهم اشکالی از بزرگی بگیرم یا عبارتی از امیر المومنین را شرح کنم ولی این چند جمله به نظر حقیر رسید تا یار که را خواهد و میلش به که باشد :

شاید فکر کنیم اگر چیزی را دارا هستیم اراده خودمان است.شاید اراده ما متحقق نشود ولی داشتن اراده و اراده کردنمان که دست خودمان است!ولی خود این هم توهم است!چقدر اراده کردن ما دست خودمان است؟خودمان دست خودمانیم؟اراده ما چند عامل میخواهد تا ما اراده کنیم؟

یک توهم بزرگ این است که در عالم کاره ای هستیم!واقعیت این است که ما هیچ کاره عالمیم!ما بی همه چیزیم!بی اراده !بی عقل !بی اختیار!اصلا چه کسی از ما متوهم تر است اگر فکر کنیم ما هم عددی در عالم محسوب می شویم؟ماها همه، هیچیم، وابسته به چیزی!آن چیز هست که ما هستیم و دیگر چیزی بیشتر از این نمی دانیم!!

ما در عصری زندگی میکنیم که سالیان طولانی است گفته خدا مرده است و با چهار تا شعبده بازی فناورانه مسخره- که خودمان همین چند ساله چند برابر(از نظر سرعت)بیشتر از آنها یاد گرفته ایم و به کار بسته ایم- این را به ما حقنه کرده و ما هم متوهم که بله!(از نوع خودباخته اش) باید ماه رفت و اتم را شکافت و بر گرده این اسب بی صاحب سوار شد و این ساعتی که ساعت ساز نابینا ساخته را هر طور خواستیم کوک کنیم تا کیفش را ببریم(کتابهاشم ترجمه شده و به وفور یافت می شود)!

اما امان از توهم!این چیزهایی که امیر المومنین در این سه جمله گفته را می توانید از همین امروز در زندگی روزمره تجربه کنید!تجربه خدا!تجربه ضرب شصت خدا!تجربه ظهور خدا!مگر خدا را باید وسط فکر بزرگان پیدا کرد؟خیلی از چیزها را تجربه کرده ایم ولی خدا را تا به حال اینگونه تجربه کرده ایم؟تجربه ی هیچ کاره بودن حتی در هیچ کاره بودن خودمان!!

البته سوء تفاهم نشود که ما در عالم مجبوریم چرا که اختیار ما امری است که به همین شیوه ارجاع به درون قابل کشف و تصدیقه.هدفش فقط یاد آوری تذکر آن بزرگ بود که فرمود:مردم می گویند مشرک نباشید ولی من می گویم بیایید خدا را هم در زندگی خودتان شریک حساب کنید!

اگر فکر میکنیم کاره ای هستیم متوهمیم!

۴۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۵۷